گويند : عنى النبىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ليلة الغار فوقف فى طريقه قبل بلوغه الغار ، فحمله ابو بكر على ظهره .
گوييم : كه عجب كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مردى بود جوان و ابو بكر پير ، چگونه شايد كه عاجزتر باشد از پيرى ؟ و نيز مخالف گويد اسماء بنت ابو بكر هر روزه دو نوبت طعام بردى از مكّه به غار ، تا رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خوردى . عجب كه عورتى بر روزى دو نوبت قوّت تردّد دارد از مكّه به غار و محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مردى جوان ، يك نوبت قوّت آن ندارد ، با آنكه مخالف گويد : « كان ابو بكر ضعيفا فى نفسه » .
مخالف گويد : ابو بكر پياده مىرفت و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سوار بود بر خرى . جبرئيل رسيد كه يا محمّد خداى تعالى مىگويد كه شرم ندارى كه با قوّت جوانى سوار مىروى و ابا بكر پياده پير و ضعيف در ركاب تو مىرود به جان كندن ؟
رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرود آمد و او را برنشاند و پياده در ركاب او مىدويد . جبرئيل پرسيد كه يا محمّد ابو بكر را بگوى كه از من راضى شدى ؟ قال : أ رضيت منّى ؟ قال : نعم . آيا اين صدق است يا آنكه اينجا محمّد قوىّ و آنجا ضعيفتر از مردى پير و عورتى ؟ و مخالف گويد : « كان علىّ قويّا فى نفسه و قويّا فى دينه » على عليه السّلام به اين قوّت ، و قدرت قلع باب خيبر ، قوّت آن نداشت كه نبىّ را برگيرد تا بتان از بام خانهء كعبه به زير اندازد ، تا رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : يا على تو بر دوش من رو و بتان به زيرانداز . على بر بام خانه رفت و جمله بتان به زير انداخت تا به هبل رسيد ، دست نداد كه برگيرد چه بر مسمارها دوخته بودند . رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : « ايّد ايّد » يعنى قوّت كن و تعجيل كن در اين كار . على عليه السّلام به قوّت الهى بركند و به زير انداخت .
مخالف گويد : رسول گفت : « أعطى اللّه كلّ نبىّ قوّة أربعين رجلا من أصحابه و أعطى اللّه وزيره [ قوّة ] عشرين رجلا إلّا أنا ، فإنّى اعطيت قوّة ثمانين رجلا » اين خبر مكذّب آن دروغ او .
تحفة الأبرار في مناقب الأئمة الأطهار ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 218
مساهمون: عماد الدين حسن بن علي الطبري
ص٢١٨