غيرهم ، و لعنت اهل البيت بدعت بنهاد ؛ و خالد وليد كه سعد عباده را در شب بكشت و اين چنان بود كه دو تيرانداز را به اجرت گرفت و در شب بر سر راه وى فرستاد تا وى را به تير بكشند و از خوف خود ، چنان فاش كرد كه وى را جنّيان بكشتند ؛ و عثمان عبد اللّه مسعود را بكشت و سبب آن بود كه ميان عثمان و عبد اللّه مخاصمت بودى ، چون قرآنها را بسوخت از عبد اللّه قرآن وى طلب مىكرد . بامداد در خانهء وى شد و قرآن وى طلب كرد ، وى نداد . وى را به لگد گرفت و چندان بزد كه هم در آن روز بمرد . آنگه در خانه وى رفت و قرآن برگرفت و مروان را امين كرد تا آنجا دو نسخه برگرفت چنان كه رأى او بود ، در كم كردن و نقصان . امّا ما لا كلام است ، آنچه در ميان ما هست كلام خداست و كم كردن و نقصان را علم آن پيش خداى تعالى است ؛ و چون مهاجر و انصار عمّار را به عثمان فرستادند كه حقوق ايشان را بديشان دهد و دست عدوان از بيت المال كم كند ، در غضب شد و عمّار را چنان بزد كه غش رسيد و يك روزه نماز از عمّار بدان سبب فوت شد ؛ و ابو ذر را از بلاد مسلمانان براند ، و طريد « 1 » رسول اللّه را كه حكم بن عاص بود بازخواند و منصب بزرگ به وى داد ، و همچنين مروان را ؛ و عمر به قتل و غارت بنو حنيفه رضا نداد و ابو بكر رضا داد و ابو بكر خليفه شد به بيعت و عمر به وصايت و عثمان به شورا .
بنابراين حال اقتدا به هر يكى مذكور نشايد ، پس لا بدّ كه اقتدا به معصومان كنند على و حسن و حسين عليهم السّلام چنان كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : « إنّى تارك فيكم الثقلين كتاب اللّه و عترتى » . « 2 »
گويند : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : « لا تسبّوا أصحابى فلو انّ أحدكم أنفق مثل أحد ذهبا
هامش
( 1 ) مطرود ، رانده شده .
( 2 ) اين روايت به الفاظ متفاوت نقل شده است ، نك : كنز العمال ، ج 1 ، ح 870 - 960 و ج 13 ، ح 37621 - 37620 .