جزيره [ اى ] از جزاير بحرى مقيم است و سحر مىكند ، و در زمان مهدى عليه السّلام خروج كند ، و در زمان رسول بيرون آمد . رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با على عليه السّلام گفت : « در عقب وى برو و او را بكش هر جا كه يا بى ؛ و اگر از دروازهء مدينه بيرون شده باشد ، در عقب وى مرو كه در آنجا سرّى باشد » .
گويند : مهدى عليه السّلام را چرا قائم گويند ؟
گوييم : كه چون رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به آسمان رفت دوازده شبح نور ديد به غايت صفا و تشعشع ، جمله نشسته الّا يكى از آن نور كه قائم بود . از جبرئيل سؤال كرد احوال آن نور ، گفت : خاتم اوصياست صاحب الزمان « الذي يملأ الأرض قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما » .
نكته : بدان كه انبياء و ائمّه انوار عزّتند « 1 » به كسوت بشريت ، جوهرىاند بشرى صورت ، ايشان را طبيعتى باشد وراى طبيعت باقى انسان . بدان جوهر ، ايّام طفوليت ايشان به مثابت كهوليت رعيّت باشد ، و بدان نور عزّت بر اسرار الهيّت مطّلع باشند و به علوم لدنّيه واقف ، و بر قلع باب خيبر متمكّن . اگر چه به صورت به ما مانند ، امّا مثل ما نيستند . بدان برهان كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : « و لست كأحدكم « 2 » » « 3 » و باقر عليه السّلام گفت : « نحن أهل البيت « 4 » لا نقاس بالناس » « 5 » و قال عليه السّلام : « إنّ حديثنا أهل البيت صعب مستصعب لا يحتمله إلّا ملك مقرّب أو نبىّ مرسل أو عبد امتحن اللّه قلبه للإيمان » « 6 » و لذلك قيل لفاطمة إنسيّة حوراء ، و فاطمه عليها السّلام در شكم مادر ، با مادر مكالمه كردى و همچنين حسين على عليه السّلام و جملهء ائمّه در حال ولادت و در مهد با ابوين و مواليان سخن گفتندى چنان كه در كتب مسطور است .
مسأله : صادق عليه السّلام گفت : « امام را ده چيز بود :
هامش
( 1 ) ر : عزّتند و جلال .
( 2 ) اصل : باحدكم .
( 3 ) بحار الانوار ، ج 10 ، ص 45 .
( 4 ) اصل : بيت .
( 5 ) بحار الانوار ، ج 25 ، ص 384 ( منقول از امير المؤمنين عليه السّلام ) .
( 6 ) بحار الانوار ، ج 2 ص 190 .