و عن على بن الحسين عليهما السّلام : « إنّ اهل زمان غيبة الإمام القائلين بإمامته المنتظرين لخروجه أفضل أهل كلّ زمان لأنّ اللّه تعالى أعطاهم [ من العقول و الأفهام و المعرفة ما ] « 1 » صارت [ به ] الغيبة [ عندهم ] بمنزلة المشاهدة و جعلهم فى ذلك الزمان بمنزلة المجاهدين بين يدى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بالسيف أولئك المخلصون حقّا حقّا و شيعتنا « 2 » صدقا و الدعاة الى دين اللّه سرّا و جهرا » . « 3 »
امّا آنكه مىگوييم امام غايب است ، نه آن است كه از ميان خلق غايب شد « 4 » ، بلكه مراد ما آن است كه در ميان ماست و ما عين او نمىشناسيم در حال ديدن .
چنان كه برادران يوسف عليه السّلام با آنكه ولادت او در ميان ايشان بود و نشو و نما آنجا يافته ، و ايشان وى را نمىشناختند در حال رؤيت . پس اگر ما نيز در حال حضور او ، او را نشناسيم امرى غريب نبود ، و وى يكى از علماى ماست كه بيان حلال و حرام مىكند . نه فهم و ذهن و عقل را نمىبينيم و فايدهء ايشان به ما مىرسد ، و نه قمرين در حال افول و استار به غيم غايباند و نفع ايشان باقى ، كذلك حكم الامام .
گويند : چون خروج كند به چه معلوم شود كه قائم است ؟
گوييم : از آنجا كه معجزات جملهء انبياء وى را باشد . به هيچ حجرى و مدرى « 5 » نگذرد ، الّا گواهى دهند به امامت او . در زمان خصبى عظيم شود ، چنان كه در همهء روى زمين مستحقّ و محتاج نبود ، و جمله سباع مسخّر وى شوند ، و بهايم با رمهها گردند بىافراد ، و از ماران زهر برود تا كودكان با ماران افعى بازى كنند ، [ و ] چون تازيانه به كار دارند ؛ در آن زمان موت نبود ، و گفتند بعد از موت او يا قتل او خلائق تا چهل روز باشند و ايشان را تكليف نبود ، نه به طاعت مثاب و نه به معصيت معاقب .
روايت كردهاند از امام محمّد باقر عليه السّلام كه گفت : « لو كان الناس رجلين لكان أحدهما الإمام و إنّ آخر من يموت الإمام لئلّا يحتجّ أحد على اللّه تبارك [ و تعالى ] أنّه
هامش
( 1 ) اصل : القول بامامتهم و الالهام حتّى .
( 2 ) اصل : سعيا .
( 3 ) كمال الدين ، ص 320 .
( 4 ) ر : باشد .
( 5 ) ؛ كلوخ .