تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأبرار في مناقب الأئمة الأطهار ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
اوّل : كه مختون زايد امّا براى امتثال سنّت استره « 1 » بر وى برانند و قطره [ اى ] خون بيارند . دويم : كه بر كتف راست وى نوشته باشد كه
تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
« 2 » سيوم : كه بول و غايط او منتن « 3 » نبود ، بلكه بوى مشك از وى مىآيد . چهارم : كه زمين بول و غايط او فرو برد . پنجم : كه وى مستجاب الدعوه باشد . ششم : او را سايه بر زمين نيفتد . هفتم : كه او را تثاؤب نباشد - يعنى دهن درّه - و تمطّى نباشد - يعنى خود را كشيدن - تثاؤب از صفرا باشد و تمطّى از سودا . هشتم : اوّل كه به زمين آيد نگاه به آسمان كند . نهم : اوّل كلام او شهادت بود به وحدانيت خدا و رسالت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و امامت ائمه عليهم السّلام كه پيش از او بودند . دهم : كه وى را احتلام نيفتد . گويند : رسول گفت : « لا مهدىّ إلّا عيسى بن مريم » « 4 » و شما دعوى مهدى ديگر مىكنيد . گوييم : مهدى نشايد كه علم باشد . زيرا كه لاء نفى جنس در علم نيايد و الّا مكرّر باشد . مثل آنكه « لا زيد فى الدار و لا عمرو » به سبب آنكه اين مبنى است بر سؤال سائلى كه گويند : زيد است در دار يا عمرو ؟ پس واجب بود تكرار در جواب و اقتصار بر يكى نتوان كرد . زيرا كه اينجا به « لا » و « بلى » جواب صادق نيست . امّا اگر سؤال از يكى بود ، به « لا » و « بلى » اقتصار توان كردن . پس چون جنس باشد مبالغه
هامش
( 1 ) تيغ . ( 2 ) انعام : 115 . ( 3 ) بدبو ، گنديده . ( 4 ) شهاب الاخبار ، ص 110 ، ح 603 .