المسألة الحادية عشرة : چنان يافتم كه اهل عالم از مورّخان و ناقلان و محدّثان اتفاق كرده بودند كه ائمّهء شيعه از ايام طفوليت تا به كبر سنّ هرگز ايشان را در هيچ مجمعى و محفلى بازماندگى نبود در هيچ علمى ، و از علماى طوايف و اديان و ملل هرگز [ چنين ] مدّعى ظاهر نشد ، بلكه عالم بودند به علوم الهاميه و لدنّيه و عالم بودند به جملهء كتب سماويه و به جمله زبانهاى شرق و غرب ، و اين نوع نباشد الّا به معجز محض و دلالت امامت ايشان ، و هرگز ايشان را استادى نبود و معلوم نشد كه از كه آموختند ، چنان كه صاحب الامر در شش سالگى فتاوى اهل عالم مىداد و همچنين محمّد تقى و على زين العابدين عليهم السّلام . پس اين چنان باشد كه آدم عليه السّلام كه :
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
« 1 » ملائكه با آنكه « 2 » عالم علوى و سفلى جمله مشاهده كرده بودند و بر لوح و قلم اطّلاع يافته ، مع ذلك پيش آدم ، چون صبىّ بودند پيش عالمى ؛ نه يحيى در سنّ شش سالگى مىگذشت كودكان در ملعب بودند ، گفتند :
« يا يحيى تعال نلعب » او گفت : « ما لهذا خلقت و لا بهذا امرت » تا خداى تعالى گفت :
وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا
« 3 » . عيسى در مهد بود كه گفت :
إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا
« 4 » و در مكتب با كودكان گفتى : « مادران شما فلان چيز و فلان چيز ذخيره نهادهاند تا شما بخوريد » كما قال اللّه تعالى :
وَ أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ
« 5 » . يا چون سليمان عليه السّلام كه حقّ تعالى الهام كرامت كرد او را ، گفت تا حكم كرد به قضيه به خلاف قول داوود عليه السّلام مرسل صاحب كتاب ، فقال :
فَفَهَّمْناها سُلَيْمانَ
« 6 » . نه موسى در مكالمه و علم توريت « 7 » پيش خضر چون كودك بود در خدمت فاضلى .
مخالف به فخر بازگويد كه ابو بكر و عمر معنى « أبّا » ندانستند فى قوله تعالى :
هامش
( 1 ) بقره : 31 .
( 2 ) اصل : به آنكه .
( 3 ) مريم : 12 .
( 4 ) مريم : 30 - 31 .
( 5 ) آل عمران : 49 .
( 6 ) انبياء : 79 .
( 7 ) پوشانيدن حقيقت .