تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأبرار في مناقب الأئمة الأطهار ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
موسى هارون برادر او ، و بعد از وفات موسى ، يوشع بن نون بن افرائيم « 1 » بن بنيامين « 2 » بن يعقوب ، و از ايشان به داود و سليمان و عيسى ، و از او به ابن خال او شمعون بن حمون . پس سنّت خدا آن بود كه از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خلافت به على عليه السّلام آيد و حسن و حسين عليهما السّلام نه به خدمتكاران محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم . زيرا كه همهء عالم خدم محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بودند ، چه اولى است كه شيخ اوّل از ديگران . اگر گويند : عبّاس نيز از قرابت بود . گوييم : قال اللّه تعالى :
وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ
« 3 » . عبّاس مهاجر نبود بلكه از طلقاء بدر بود ، بدين سبب تمسّك به على عليه السّلام عروة الوثقى يافتيم به خلاف صورت صحابيت « 4 » و خاصّهء صحابيت كه در شيخ بود ، [ و ] در على عليه السّلام نيز بود ، و زيادت از آن قرابت . به يقين كه صاحب المرتبتين اولى به تقدّم از صاحب مرتبهء واحد ، لأنّ الأوّل مقطوع و الثانى مظنون فإذا تعارضا سقط الثانى .

أمّا المسألة الاجتماعية خمس عشرة مسألة

المسألة الأولى : از اهل قبله تفحّص كردم كه شيخين اين جاه و منصب ، كه از ايشان حكايت مىكنند از كجا يافتند ؟ جمله گفتند از صحبت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم . سؤال كردم كه ايشان چندساله بودند ؟ گفتند يكى چهل و شش‌ساله و يكى سى و پنج‌ساله ، امّا على عليه السّلام از ايّام رضعت ، بلكه رسول سى سال پيش از على عليه السّلام همخانهء پدر و مادر او بود . گفتم : پس عجب كه صحبت على عليه السّلام زيادت بود « 5 » از صحبت ايشان و قرابت داشت ، پس چگونه شايد كه يكى به صحبت تنها اين همه استحقاق دارد و ديگرى را به صحبت و قرابت هيچ نباشد وى را ؟ با آنكه « 6 » جملهء كتب مملوّ به مدح على عليه السّلام و قرآن ثلثى نازل در شأن او ، پس على عليه السّلام را لايق خلافت يافتم و به تقدّم اولى ، نه ديگران را .
هامش
( 1 ) اصل : افرانيم . ( 2 ) اصل : ابنيامين . ( 3 ) انفال : 72 . ( 4 ) اصل : صحابه . ( 5 ) اصل : نبود . ( 6 ) اصل : به آنكه .
تحفة الأبرار في مناقب الأئمة الأطهار ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 126 | عماد الدين حسن بن علي الطبري / سيد مهدى جهرمى