سرّ به اظهار خواستى رسيدن و تشنيع زدندى و كارهاى به سرّ ساخته ظاهر خواستى شدن ، بدين سبب دلو در چاه يكديگر انداختند ، و اين مسأله حجّتى عظيم است به امامت على و اولاد او عليهم السّلام .
فايده : آيه
يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ
« 1 » دليل است كه امام چنان كه در دنيا مقدّم خلق است ، در قيامت نيز مقدّم خواهد بودن . پس احتياط بايد كردن تا جايز الخطا نبود ، و يمكن كه به زلّات « 2 » به دوزخ رود و رعيّت را تابع وى كنند ، و گفته شد اين مسأله فى قوله تعالى :
إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا
. « 3 »
فايده : گفته شد كه در آيه :
وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماماً
« 4 » امام على عليه السّلام است و متقيان شيعهء اويند و قيد كرده به
لِلْمُتَّقِينَ
تا حكم
فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ
« 5 » از اينجا خارج شود « 6 » و
جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ
« 7 » .
فايده :
وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ
« 8 » على عليه السّلام است ، كه عالم بود به جملهء علوم لدنّيه ، چنان كه محمّد باقر و جعفر الصادق عليهما السّلام گفتند ، و تنكير چنان است كه در سورهء حم دخان ، كه گفت از موسى :
وَ جاءَهُمْ رَسُولٌ
« 9 » و تنكير تعظيم را است ، و اين روايت چنان كه در كتب اصول فقه نوشته است و برهان اين كه على عليه السّلام به محضر مهاجر و انصار گفت كه : « سلونى عمّا دون العرش » « 10 » .
المسألة السابعة عشرة : گويند : صحابه از ممدوحان حضرت جلالند كه :
السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ
« 11 » چگونه ظنّ به دو ظلم و غصب بديشان توان بردن ؟
گوييم : بلى مدح موجود است ، امّا ثلث قرآن در مذمّت ايشان هست ، اوضح از اين آيه . چون روز جمعه دو نوبت كه دحية كلبى غلّه آورد به مدينه ، و عادت او آن
هامش
( 1 ) اسراء : 71 .
( 2 ) اصل : ذلات .
( 3 ) بقره : 166 .
( 4 ) فرقان : 74 .
( 5 ) توبه : 12 .
( 6 ) اصل : شد .
( 7 ) قصص : 41 .
( 8 ) يس : 12 .
( 9 ) دخان : 17 .
( 10 ) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 3 ، ص 224 .
( 11 ) واقعه : 10 .