تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأبرار في مناقب الأئمة الأطهار ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
بودى كه چون به مدينه آمدى طبل بزدى ، به هر دو كرّت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در خطبهء جمعه بود . خلق رسول را رها كردند و به دنبال غلّه برفتند . كما قال اللّه تعالى :
وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها وَ تَرَكُوكَ قائِماً
« 1 » . جايى كه براى غلّه كه به قيمت مىبايد خريدن رسول مرا در ميانهء خطبه بگذاشتند و وى در ميان [ ايشان ] حىّ و قائم ، اگر بعد از مرگ وى وصىّ وى را بگذارند ، و در عقب سلطنت و پادشاهى و جهاندارى رايگان بلاثمن و قيمت روند عجب باشد ؟ و كانت الآية نزلت بها خاصّة ؛ و روشنتر از اين ، نه در خانهء خدا عصيان كردند ؟ عند اين عصيان رسول را چه عظمتى بود . المسألة الثامنة عشرة : در ميان امّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خلاف بود در آنكه بعد از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خلافت از آن صحابه بود يا از آن على عليه السّلام و هر يكى سخنى مىگفتند ، صحابه خلاف كردند و بعضى گفتند : خلافت از آن على عليه السّلام بود و در قرآن بود
فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ
« 2 » و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : « دع ما يريبك إلى ما [ لا ] يربيك » « 3 » طرف على عليه السّلام يافتم كه « ما لا يربيك » زيرا كه حقّ تعالى گفت :
سُنَّةَ مَنْ قَدْ أَرْسَلْنا قَبْلَكَ مِنْ رُسُلِنا وَ لا تَجِدُ لِسُنَّتِنا تَحْوِيلًا
« 4 » سنّت خدا چنان بود كه به حكم
ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ
« 5 » هر نبىّ كه از دنيا رحلت كرد ، وصىّ و خليفه وى از بطانهء « 6 » او بود و از قرابت او چنان كه كه از آدم ، شيث بن هبة اللّه و از او به انوش ، و از او به قينان ، تا به مهللئيل « 7 » تا به يا رد « 8 » ، تا به ادريس ، تا به متوشالح « 9 » تا [ به ] لمك « 10 » ، تا به نوح ، و از او تا به سام ، بدين سياقت از پدر به پسر تا به ابراهيم ، و اسماعيل ، و اسحاق ، و يعقوب و يوسف تا به موسى ، و در حال حيات
هامش
( 1 ) جمعه : 11 . ( 2 ) نساء : 65 . ( 3 ) بحار ، ج 2 ، ص 259 و شهاب الاخبار ، ص 79 ، حديث 437 . ( 4 ) اسراء : 77 . ( 5 ) آل عمران : 34 . ( 6 ) نزديك ، محرم . ( 7 ) اصل : مهلاثيل . ( 8 ) اصل : يرد . ( 9 ) اصل : متوشلح . ( 10 ) اصل : تمسّك .
تحفة الأبرار في مناقب الأئمة الأطهار ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 125 | عماد الدين حسن بن علي الطبري / سيد مهدى جهرمى