چنان معلوم شد كه مجاهد را تفضيل نهاده است بر قاعد ، كما قال اللّه تعالى :
وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ عَلَى الْقاعِدِينَ أَجْراً عَظِيماً
« 1 » و به اجماع عالم به كثرت جهاد كردن على عليه السّلام در اسلام ديگرى نبود ؛ و نيز رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت - يوم الخندق و خروج علىّ على عمرو بن عبد ود - : « خرج الاسلام سايره على الكفر سايره » « 2 » على عليه السّلام را به جملهء اسلام برابر نهاد و چون على عليه السّلام عمرو عبد ودّ را بكشت گفت :
« لضربة علىّ عمرو بن عبد ود خير من عبادة الثقلين » « 3 » اين يك ضربت را بهتر نهاد از عبادت جنّ و انس . اين فضيلت جز على عليه السّلام را نبود و نخواهد بود تا روز قيامت .
بنابراين اقتدا به مفضّل كردن اولى از مفضّل عليه .
المسألة السادسة : چون آيت
وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ
« 4 » آمد ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فاطمه عليها السّلام را بخواند و گفت : « هاك يا فاطمة فدكا » و به « 5 » قبض او داد « 6 » ، و پيش از موت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به هجده روز آيه :
يُوصِيكُمُ اللَّهُ
« 7 » آمد بىناسخى و ايشان بر اين آيه و آيت
وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ
حكم نكردند و فدك را از وى بازگرفتند و مخالفت خبر مجمع عليه كردند كه : « البيّنة على المدّعى و اليمين على من أنكر » « 8 » و از فاطمه عليها السّلام كه صاحب يد بود بيّنه طلب كردند و آيت قرآن را و خبر مجمع عليه را ترك كردند به قول دو فاسق بوّال على ساق ، و ميراث فاطمه عليها السّلام را غصب كردند و ترجيح نهادند قول اين دو فاسق را بر كلام خدا و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه : « إنّا معاشر الأنبياء لا نورث » « 9 » و گفتهاند كه هر يكى را دويست دينار دادند و تلقين كرده بودند تا گواهى دادند كه اين خبر از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيديم و هيچ صحابه بر اين گواهى ندادند و نه به صحّت اين ؛ و مخالفت كلام خداى تعالى كردند در اين موضع بلكه به صد مواضع ،
هامش
( 1 ) نساء : 95 .
( 2 ) بحار ، ج 41 ، ص 89 .
( 3 ) بحار ، ج 29 ، ص 2 ( با كمى اختلاف ) .
( 4 ) اسراء : 26 .
( 5 ) اصل : با .
( 6 ) كنز العمال ، ج 3 ، ح 8696 ، بدين عبارت : يا فاطمة لك فدك .
( 7 ) نساء : 11 .
( 8 ) بحار ، ج 104 ، ص 291 ، ( با كمى اختلاف ) .
( 9 ) كنز العمال ، ج 5 ، ح 14097 ، ( اصل : لا نرث و لا نورث ) .