ديگر چو محمد و عمر بود * زين پنج گهر جهان برآسود
از فاطمه نيز نطفهء پاك * نابوذه تمام رفت در خاك
كردت رسول محسنش نام * آن نطفه نديده روى ايام
زان پنج گهر كنم حكايت * هر يك به روايت از روايت
نقش خاتمه عليه السلام
منقوش نگين شاه مردان * بوذست بنام پاك يزدان
ذكر امامت امير المؤمنين على عليه السلام بدلايل و براهين شرعى و عقلى و نقلى كه به تحقيق از آن اوست
او بود به حق خليفهء راست * كز حكم خدا امامت او راست
او را به سه وجه در امامت * راهيست گشوذه تا قيامت
بىشايبه شرعى است و نقلى * وجه سيمى دليل عقلى
وجه شريعت مصطفوى عليه الصلاة و السلام
شرعيش چو ابن عمّ او بوذ * ميراث بذو خداى فرموذ
هر چيز كه باطل آمذ و حق * در نص كلام گفته مطلق
ميراث به اجنبى روا نيست * كان حكم خذا و انبيا نيست
وجهيست عظيم روشن اين باب * حقّيت اقربا و انساب « 1 »
وجه نقلى روايت از روايت از نص كلام الله
نقليش به حكم نص آيت * كآمد به روايت از روايت
در باب ولايتى كه او راست * معنيش بجاى خود هويداست
در لفظ وليكم ز قرآن * تا آخر راكعون فرو خوان
آن كس كه نماز را بپاداشت * يك موى سر از نماز نگذاشت
ديگر صدقات اوست مشهور * بر دفتر روزگار مسطور
داذه به ركوع درّ به سائل * خاتم به روايت و دلايل
ختمست بنام او فتوّت * زان نوع كه بر نبى نبوّت
سر حلقهء زمرهء طريقت * سر خيل طوايف حقيقت
هامش
( 1 ) استدلال به ميراث براى امامت در فرهنگ كلامى شيعه مطرح نبوده و نيست . آنچه از ابتدا بر آن تكيه و استدلال مىشده ، مسألهء نص است .