ساير اولاده عليه السلام
از ام عميسش زاد يحيى * آن شاه علوم دين و دنيا
اسماست نشان آن وفادار * بوذه زن جعفر ابن طيار
زو داشت چهار شير فرزند * در عالم مكرمت برومند
عبد الله و عون محمد آنگاه * بو بكر كه بد چهارمين شاه
جعفر چو از اين ميانه برخاست * بوبكر ورا ز بهر خود خواست
بوبكر چو شد خليفه ناگاه * با او بخصومت آمد آن شاه
از بهر خلافت و امامى * زو داد مخاصمت تمامى
زان شيوه فتادشان فسانه * كافتاد طلاق در ميانه
چون گشت جدائيش ز شوهر * كردش به زنى امام حيدر
اسامى بناته عليه السلام
ام الحسن است و رمله ثانى * چون زينب رقيه ام هانى
ميمونه خديجه و امامه * ام سلمه ست با سلامه
ديگر چون نفيسه « 1 » و جمانه * معصومه عفيفهء زمانه
چون ام كرام كو پسين است * با فاطمه بيست و هفتمين است
اين درّ و گهر نرند و ماده * هر چند ز مادرى بزاده
ذكر اعقابه عليه السلام
از پنج گزيده داشت اعقاب * منسوب به نام خوب و القاب
هر دو كه پديد شد از آن پنج * بودست بهار آن دو صد گنج
در گوش جهان كنم من آن در * تا گوش جهان شود از آن پر
در درّ سخن بجان بكوشم * من در سخنم نه در فروشم
تاريخ نويس خاندانم * درّ مىچكد از سر زبانم
پر مىكنم از جواهر پاك * دامان زمين و جيب افلاك
هر در كه من از زبان فشانم * در گوش جهانيان فشانم
آفاق كنم به نظم زرين * از مدح ائمه گوهرآگين
اولاده من اعقابه عليه السلام
اول حسن و حسين و عباس * شاهان علوم افضل الناس
هامش
( 1 ) در اصل : قينه .