تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ محمدى ( فارسي ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
تا سرزنش زمانه كردم * در بىخردى نشانه كردم
اين قوم قبيلهء تمام‌اند * مشهور دوازده بنام‌اند
چون سلسله‌اند بسته درهم * انگشت‌نماى نسل آدم
پيوسته بهم چنانك انگشت * از پشت يكى و جمله هم پشت

تاريخ تأليف

وى جداى از آن كه گاه اشاره كرده كه پنجاه و دو سال است شعر مىگويد . و در جاى ديگر آورده كه شصت سال از زندگيش گذشته است . مهم آن كه در شعرى به صراحت زمان سرودن اين تاريخ را به حروف ابجد بيان كرده كه سال 708 مىشود . « 1 » وى به شهرهايى هم كه در آنجا اين اشعار را سروده اشاره كرده كه عبارت از شهرهاى واسط ، حله و بغداد است ، آن هم در دورانى كه سخت بيمار و رنجور بوده است .
اين نامه بساختم بدين سان * هرچند كه بوذه‌ام هراسان
از سهو و خطا كه باذ ازين دور * بوذم دو سه ماه سخت رنجور
در بستر رنج خفته بودم * اين گنج گهر كه مىگشودم
در واسط و حله كردم اين ياد * پرداخته شد به شهر بغداد
سال هجرى بذال و حى « 2 » راست * از بحر ضميرم اين گهر خاست
پيش از رمضان شب براتم * دادند ائمّه اين زكاتم
يا رب به حق ائمّه و آل * كين نامه كنى زمانه را فال
در ملك جهان كنيش مشهور * چشم بذ روزگار از اين دور
وحى سخنم كه آمد از غيب * گر خارجيى كند برين عيب
از گفتنشان نمىهراسم * دريا و زبان سگ شناسم
اين است بديعه‌اى كه گفتم * اين بود در سخن كه سفتم

نسخهء تاريخ محمدى

نسخهء اصل تاريخ محمدى به ضميمهء معرفت‌نامه از نسخه‌هاى مرحوم نخجوانى در تبريز است كه در كتابخانهء ملى اين شهر نگاه‌دارى مىشود . اين نسخه ، شامل تاريخ محمدى
هامش
( 1 ) فهرست كتابخانهء ملى تبريز ، ج 1 ، ص 177 « ذ + ح » 708 ، و نك : ادبيات فارسى استورى ، ص 899 ( 2 ) بر اساس حروف ابجد مىشود 718 هجرى