« شاخى چنان نشان كه سعادت دهد ثمر * تخمى چنان به كار كه بتوانيش درود » « 1 »
سليمى شاعرى كه در سال 848 اشعارى سروده ، « 2 » از كسانى است كه سخت به كاشى احترام مىنهاده و به پيروى از وى ، و به اقتفاى برخى اشعارش ، اشعارى در ستايش امير مؤمنان عليه السلام سروده است . ديوان وى ، همراه ديوان حسن كاشى در يك نسخه است و اين تنها نسخهاى است كه تا كنون از ديوان اين دو شاعر شيعى قرن هشتم و نهم مىشناسيم . در ديوانش ، در عنوانى آمده : هم در جواب افضل المادحين مولانا حسن كاشى رحمة الله عليه گفته . در جاى ديگرى كه شعرى در تتبع اشعار مولانا شيخ حسن گفته ، چنين سروده است :
مولدم تون و سبزوار وطن * مسكن مؤمنان پاك سير
چون به كاشى تتبع است مرا * در مديح ولى حق اكثر
هست از فيض آن مسيحا دم * سخنم روحبخش و جانپرور
كه به صورت شد آن حسن غايب * حاضرست او گمان دور مبر
معنى او بدين حسن همراه * هست حسن كلام وى بنگر « 3 »
اشاره كرديم كه محتشم كاشانى ( م 996 ) هم تحت تأثير كاشى بوده و در عبارت واله اصفهانى بود كه محتشم « غواص بحار معرفت گرديده لآلى آبدار به آب و رنگ هفت بند مولانا حسن كاشى كه از غايت اشتهار كالشمس فى رابعة النهار از تعريف و توصيف مستغنى است ، از درياى فكرت به كنار آورده و . . . « 4 »
محتشم در قصيدهاى كه در ستايش امير مؤمنان عليه السلام ستوده ، به تأثيرپذيرى خود از كاشى اعتراف دارد :
به بحر اگر فتد اوراق مدح و منقبتش * ز حفظ خالق يم تا ابد نگيرد نم
ببين چنين كه رسيده است از نعيم عطا * به بلبلان گلستان منقبت چه نعم
على الخصوص به سر خيل منقبتگويان * كه ريختى در جنّت بها ز نوك قلم
فصيح بلبل خوشلهجه كاشى مداح * كه بود روضهء آمل ازو رياض ارم
هامش
( 1 ) ديوان ابن حسام ، ص 569
( 2 ) در جايى چنين سروده :هشتصد و چل به دو چار كه كرد * اين سخن نظم بندهء احقر( 3 ) ديوان سليمى ، نسخهء خطى مجلس .
( 4 ) خلد برين ، ( محمد يوسف واله اصفهانى ، به كوشش مير هاشم محدث ، تهران ، 1372 ) ، ص 474