به مدح شاه عدو بندش از مهارت طبع * چو داد سلسله هفت بند دست بهم
اگر به سرّ خفى بود اگر به وجه جلى * براى او صلهها شد ز كلك غيب رقم
به پيروى ، من گستاخ هم به رسم قديم * به حكم شوق نهادم بر آن بساط قدم
به قدر وسع درى سفتم از تتبع آن * كه گر ز من نبدى قيمتش نبودى كم
ورش خرد به ترازوى طبع سنجيدى * شدى هرآينه شاهين آن ترازو خم « 1 »
فياض لاهيجى ( م 1072 ) حكيم و شاعر برجستهء عصر ميانى صفوى ، هفتبندى به قياس هفت بند كاشى سروده كه دقيقا از قافيههاى كاشى استفاده كرده است . بيت نخست از هر بندى از هفت بند كاشى و لاهيجى « 2 » را مىآوريم :
السلام اى سايهات خورشيد رب العالمين * آفتاب عزّ و تمكين ، آسمان « 3 » داد و دين
السلام اى گوهرت درياى عدل و داد و دين * ذات پاكت نسخهء اوصاف رب العالمين
اى به غير از مصطفى نابوده همتاى تو كس * بسته بر مهر تو ايزد مهر حور العين و بس
اى مرا در بيكسى ، هم مصطفى كس هم تو كس * گو دو عالم باش ناكس ، كس مرا اين هر دو بس
* * *
اى سپهر عصمت از فرّ تو زيور يافته * آسمان از سايهء چتر تو افسر يافته « 4 »
اى ز خاك درگهت خورشيد زيور يافته * آسمان از ريگ صحراى تو اختر يافته
* * *
اى معظّم كعبه اصل از بيان مصطفى * قبلهء دنيا و دين جان جهان مصطفى
اى فزوده عزّ و شأنت عزّ و شأن مصطفى * گوهر پاكت نمك بر پهن خوان مصطفى
* * *
اى گزيده مر خدايت يا امير المؤمنين * خوانده نفس مصطفايت يا امير المؤمنين
گر نگويم من فدايت يا امير المؤمنين * پس چه گويم در ثنايت يا امير المؤمنين
* * *
هامش
( 1 ) ديوان محتشم ، ( تصحيح مهر على گرگانى ، تهران ، محمودى ) ص 145
( 2 ) ديوان فياض لاهيجى ، ( تصحيح امير بانوى كريمى ، تهران ، دانشگاه تهران 1372 ) ، صص 147 - 151
( 3 ) در مجالس : آفتاب .
( 4 ) در مجالس : آفتاب از سايهء خير تو رفعت يافته .