دربارهء مقايسهء وى با علامه حلى و محقق كركى در نشر تشيع در ايران آورده ، نكتهاى است واقعبينانه و دقيق .
آگاهيهايى كه مرحومين صاحب روضات « 1 » و مدرس خيابانى « 2 » از شيخ حسن دادهاند ، از آنچه دولتشاه و قاضى نور الله يا آقا بزرگ ( نسبت به مدرس خيابانى ) ذكر كردهاند تجاوز نمىكند .
شاعران و شيخ حسن
شيخ حسن به دليل آن كه شعر خويش را وقف مدح امام على بن ابى طالب عليه الصلاة و السلام كرده و تقريبا بيش از هشتاد درصد اشعارش در اين باره بوده ، مورد اعتناى مورخان مذهبى دورهء بعد از خود بوده و تا دوران صفوى كاملا شناخته شده و هفت بند و ديوانش محل اعتناى كامل بوده است . دو شاعر كه از برگهاى افتخار تشيع ايران پيش از صفوىاند ، هر دو از قرن نهم ، از اشعار كاشى الهام گرفتهاند .
يكى از اين دو كه به اقتفاى كاشى شعر گفته و از وى ستايش جانانه كرده ، محمد بن حسام خوسفى ( 875 ) است كه از قضا به مانند كاشى ، مقبرهاش برجاى مانده است . « 3 » وى در قصيدهء فخريه خود مىگويد :
كاش كاشى زنده بودى تا به وجه احترام * بوسه دادى نوك اقلام گهرپيماى من
من كه مولاى امير المؤمنينم مىسزد * صد چو خاقانى و خاقان چاكر و مولاى من « 4 »
و در جاى ديگر مىگويد :
نظم كاشانى ز من گر گوش دارى ، گوشدار * ديدهء من ديده و بر روى دفتر يافته « 5 »
در جاى ديگر مثمّنى « فى جواب مولانا حسن كاشى رحمة الله عليه » سروده است . در همانجا در بيتى كه از اشعار كاشى تضمين كرده مىگويد : « 6 »
آنچه كاشى گفت در اوصاف او از ذهن صاف * پيش بين راه قربش موسى دريا شكاف
و ايضا در جاى ديگرى گويد :
تضمين نظم كاشى اگر بشنوى ز من * كافيست اين نصيحت و خوش مىتوان شنود
هامش
( 1 ) روضات الجنات ، ( قم ، اسماعيليان ) ج 2 ، ص 268
( 2 ) ريحانة الادب ، ج 5 ، ص 33 . در آنجا سه بيت شعر را به عنوان ابياتى از هفتبند آورده كه در هفت بند رايج نيست .
( 3 ) تصوير مقبرهء وى در مقدمهء ديوان مطبوعش آمده است .
( 4 ) ديوان ابن حسام ، ص 109
( 5 ) ديوان ابن حسام ، ص 143
( 6 ) ديوان ابن حسام ، ص 441