تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ محمدى ( فارسي ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
چون بداند اگر بود عاقل * نبود روزگار دين غافل
گر تو گويى كه نظم را چه سبب * كه معانى به نظم هست عجب
نظم را اختيار از آن كردم * كه نظر در جهانيان كردم
تا چه دانند و دوست‌تر دارند * خواندنش را به جان طلب‌كارند
طالب شعر پارسيست مدام * آنچه خواص است و آنچه هست عوام
چون چنين است نظمش اولاتر * تا بخوانند در ميانه مگر
نيز بر طبع عام لايق شد * زانك با طبعشان موافق شد
چون ز خواندنش فايده گيرند * نيز ز خواندنش قاعده گيرند
چون بوذ خلق را ثواب در آن * نيز باشد مرا صواب در آن
نام او هست معرفت‌نامه * بلكه او هست فايدت نامه
زان كه اين اصل علم و معرفتست * خلق را زين كتاب فايدتست
هر كه اين داند او مسلمان است * چون نداند نه اهل ايمان است
3 - هفت بند در ستايش امير مؤمنان . از اين قصيدهء بسيار مشهور كه چندان مفصل نيست ، نسخه‌هاى فراوانى باقى مانده است . آقا بزرگ از برخى از نسخ و چاپهاى آن سخن گفته است . « 1 » برخى از نسخه‌هاى وى را هم منزوى شناسانده است . « 2 » استاد عبد الحسين حائرى ، ضمن معرفى نسخه‌اى از هفت بند ، نوشته است : ملا ادهم عزلتى خلخالى ، ديباچه‌اى به نثر به نام هشت بهشت يا قنبرنامه بر هفت بند كاشى نگاشته و مقصود او در اين ديباچه ، پاسخ به خرده‌گيرى است كه بر يك بيت از اين هفت بند حسن كاشى شده و آن بيت اين است :
روح قدسى پاسبان بر آستان قنبرت * عرش دهليز سرايت يا امير المؤمنين
آقاى حائرى مىافزايد : نسخه‌اى از اين هشت بند در كتابخانهء رضوى موجود است « 3 » ولى نگارنده اين بيت را در نسخه‌هاى هفت بند نيافت . و همچنين سه بيت را كه مرحوم مدرس خيابانى در ريحانة الادب به عنوان نمونه‌اى از ابيات هفت بند كاشى نقل مىكند . ابيات مزبور با قافيه لام است و هيچ يك از اين هفت بند با اين قافيه نيست . « 4 » از هفت بند
هامش
( 1 ) ذريعه ، ج 9 ، ص 899 نيز نك : ج 10 ، ص 22 ، ج 14 ، ص 226 ، ج 15 ، ص 303 ( 2 ) فهرست نسخه‌هاى خطى فارسى ، ج 3 ، ص 2298 ، ج 4 ، ص 3317 ( 3 ) به شمارهء 5023 ( 4 ) فهرست كتابخانهء مجلس شورا ، ج 17 ، ص 368 . در مجلد 15 ، صص 295 - 296 نيز هفت بند كاشى به ضميمهء اشعارى از سليمى كه از مريدان و پيروان شيخ حسن بوده آمده است . در همان مجلد ، ص 297 از دوازده بند كاشى ياد شده است !