تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ محمدى ( فارسي ) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣

احوال و آثار مولانا حسن كاشى

با آنك گذشت سالم از شصت * من كافرم ار نظير من هست
اگر نسبت اين دو را بسنجيم ، بايد تولد وى را به سال 648 هجرى بدانيم . منابع اطلاعاتى مربوط به كاشى در درجهء نخست ، اشعار خود اوست كه در جاى جاى آن ، دربارهء خود سخن گفته است . در مرحلهء بعد ، آگاهيهاى اندكى است كه در شرح حال وى در مآخذ مختلف از قبيل تذكره‌ها آمده و متأسفانه مقدار آن اندك و به طور عمده تكرارى است . اين آگاهيها در برابر آنچه خود وى ، به ويژه دربارهء انديشه‌اش به دست داده ، ناچيز است . ما بخشى از نكاتى كه وى دربارهء خود و افكار و علائقش آورده ، در ضمن توضيحاتى كه دربارهء كتاب تاريخ محمدى او خواهيم داشت ، مىآوريم . در عين حال لازم است به چند نكته هم در همينجا اشاره كنيم . نخستين نكته آن كه وى على رغم آن كه شهرت به كاشى دارد ، در اصل متولد مازندران و شهر آمل است ، اما پدر و جد وى از كاشان بوده‌اند . بيت پايانى قصيده‌اى از وى چنين است :
مولد من آمل و آبشخورم « 1 » مازندران * از ره جد و پدر نسبت به كاشان مىرود « 2 »
مصرع نخست اين بيت در تذكرهء دولتشاه به اين صورت است : « مسكن كاشى اگر در خطهء آمل بود » . در جاى ديگرى هم گفته است :
ز خاك خطهء آمل سزد اگر كاشى * كند ز غربت و دورى خويش از تو ملال « 3 »
و نيز مىگويد :
محنت دل با كه گويم زان كه در مازندران * نيست كس را از بلاى خويشتن پرواى من
كاشى اصلم ، آملى مولد ، حسن نامى كه هست * همچو حسّان از مناقب صدر جنّت جاى من
كمترين مملوك حيدر كاشيم كز فضل او * در سخن بالاتر از عيسى است استعلاى من « 4 »
در شعر ديگرى آمده است :
استرآباد كه نزهتگه باغ ارم است * بىجناب تو مرا نيك چو زندان آمد
چشم دارم كه كنم بر در تو جان افشان * ز اشتياق تو كنون جان بلبم زان آمد
گرچه دارم وطن خويش در آمل ليكن * نسبت شعر من از خطّهء كاشان آمد
وى از زندگى در آمل سخت ناخشنود بوده ، از آن روى كه در اين شهر در فقر مىزيسته و كسى هم به او توجهى نداشته است :
هامش
( 1 ) در ديوان آمده : آب و خورش . ( 2 ) مجالس المؤمنين ج 2 ، ص 636 ( 3 ) همان ، ج 2 ، ص 628 ( 4 ) همان ، ج 2 ، ص 634