خوانان كه پس از وى هم كسانى چون سليمى و ابن حسام خوسفى در قرن نهم پىگير راه او هستند . اين منقبتخوانان در سرتاسر ايران ، بويژه خراسان جايگاه والايى داشتهاند .
ملا حسين كاشفى در گزارش جالبى كه از مداحان و غرّاخوانان « 1 » دارد مىنويسد : بدان كه از جملهء اهل شدّ و بيعت ، هيچ طايفه بلندمرتبهتر از مداحان خاندان رسول صلى الله عليه و آله نيستند . . . و مداحان اين حال دارند كه پيوسته مناقب اهل بيت خوانند و ياد و سخن ايشان اوقات گذرانند . . . و مولانا حسن سليمى در اين باب گفته :
چاكر و مداح اهل بيت شو زيرا كه نيست * هيچ كارى بهتر از مداحى اين خاندان
اندر اين كار است پير و مرشد ما جبرئيل * كو به وحى آورد مدح از كردگار غيب دان
هست از روى ارادت فرض بر اهل زمين * پيروى كردن كلامى را كه آمد ز آسمان
آن جماعت را كه ايزد بر زبان جبرئيل * از ره تعظيم و عزت گفت وصف مدحشان
گر كسى مداحى ايشان كند از جان قبول * در همه جا مىرسد فخرش بر اصناف جهان
ملا حسين كاشفى پس از اين ، از جايگاه برتر شيخ حسن كاشى در مداحى سخن مىگويد ، با اين درآمد كه : اگر پرسند كه مداحان بر چند وجهاند ، بگوى بر چهار وجه : وجه اول جماعتى كه مدح حضرت رسول و اهل بيت ايشان از قوت طبع خود انشا كنند و جواهر روايات و حكايات و مناقب و مراتب ايشان در رشتهء نظم كشند ، چون حسان بن ثابت و مولانا حسن كاشى و غير ايشان و مداحان اصلى اين جماعتند . « 2 »
بعدها در دورهء صفوى ، منقبتسرايى به صورت جدى دنبال مىشد و خواهيم ديد كه تأثير شيخ حسن در آنها آشكار است .
مولانا شيخ حسن كاشى از ديد خودش
ما از كاشى تنها عنوانى كه مىشناسيم ، ملا حسن كاشى است . در برخى از منابع به لقب تاج الدين وى هم اشاره شده است . وى كه تاريخ محمدى را در سال 708 سروده ، در آنجا اشاره دارد كه شصت سال از زندگيش گذشته است :
سالم چون به شصت مىخرامد * گفتم كه چو وقت كوچم آمد
آن دم كه اجل كند مرا ياد * شعرى نرسد مرا به فرياد
و در جاى ديگرى مىگويد :
هامش
( 1 ) غرّا خوان كسى است كه مناقب را به نثر مىخواند .
( 2 ) فتوت نامهء سلطانى ، ( ملا حسين كاشفى ، تصحيح محمد جعفر محجوب ، تهران ، 1350 ) ، ص 280 - 281