عمرو بازگشت ، و در آن روز معاويه بر او بسيار بخنديد ، و مىگفت : عجب كارى كردى ! هيچكس در عالم به كشف عورت نمودن و موضع معتاد برهنه كردن از كشته شدن نجات نيافته الّا تو ! وظيفه آنكه مدّت العمر به شكرگزارى عورت خويش قيام نمايى ! اى عمرو اين چه كار بود كه با خود كردى و خويشتن را رسواى جهان ساختى ؟ عمرو گفت : چه واقع شده كه اين همه بايد خنديد ؟ اگر به جاى من تو مىبودى ، در اين وقت على از تو دمار برآورده بود ، و زنت را بيوه و فرزندت را يتيم ساخته بود ؛ اگر كسى از كشته شدن به حيلهاى خويشتن را برهاند ، آيا از آسمان خون مىبارد ؟ حال آنكه من از على گريختهام . از جنگ على گريختن عيب نيست . معاويه گفت : از او گريختن عيب نيست ، امّا پا به هوا كردن و اقبح مواضع را برهنه ساختن ننگى است بزرگ ، و عارى است عظيم ! عمرو بىطاقتى مىكرد و اضطراب مىنمود ، و معاويه مىخنديد و مىگفت : چگونه در آن حال تو را به خاطر گذشت كه پا به هوا بايد كرد ! ؟ همانا از براى همين كار ازار در پا ناكرده به ميدان رفتى ؟
مروى است كه حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - در ايّام جنگ صفّين چند مرتبه لباس تغيير داده مستنكروار قدم در عرصهء كارزار نهاد ، به سبب آنكه لشكر معاويه هرگاه مىدانستند كه آن حضرت در ميدان است ، جرأت ننموده به ميدان نمىآمدند . تفصيل مبارزتهاى حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - در وادى صفّين و جنگهاى دوستان آن جناب با طايفهء قاسطين حواله به منهج النّجات است .
بالجمله در آن محاربات بسيارى از لشكر معاويه به جهنّم رفتند ، و جمعى از سپاه شاه ولايت دستگاه به عزّ شهادت فائز گشتند . از جملهء شهداى صفّين يكى عمّار ياسر است كه پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - در حق او فرموده بود كه : « يدور الحق مع عمّار حيثما دار » . ديگر به او خطاب فرموده بود كه : « يا عمّار ستقتلك الفئة الباغية » چون عمار شهيد شد ، عبد اللّه بن عمرو بن العاص با معاويه گفت كه مردم تو كشتند عمّار را ، و
أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 72
مساهمون: محمد بن اسحاق بن محمد الحموي
ص٧٢