مىبرد ، تا در صفّين به عزّ شهادت فائز گشت . امّا چون حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - از ناحيهء رقّه كوچ كرد ، زياد بن نضر و شريح بن هانى را با فوجى به رسم مقدّمه فرستاد . از آن جانب معاويهء ملعون ابو الاعور سلمى « 34 » را با لشكرى روان گردانيد ، و زياد بن نضر با ابو الاعور نزديك رسيده اتباع او را از مردم خود افزون يافت . كس به خدمت امير المؤمنين فرستاده استمداد نمود . آن حضرت مالك اشتر را به مدد او فرستاده ميان مالك و ابو الاعور جنگى صعب اتّفاق افتاد ، و ابو الاعور گريخته به نزد معاويه رفت . و معاويه به صفّين آمد . ابو الاعور را به محافظت آب فرات فرستاد ، و چون حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - به آن موضع رسيد ، لشكر از تشنگى شكايت كردند . آن حضرت كسى فرستاد و معاويه را نصيحت فرمود كه مردم را از آب برداشتن مانع نشود ، مطلقا پند سودمند نيفتاد . پس حضرت امير - عليه السلام - مالك اشتر را در گرفتن آب مرخّص گردانيد ، و مالك اشتر ابو الاعور را به هزيمت فرستاده آب را به تصرّف در آورد . و در غرّه ماه صفر سال سى و هفتم از هجرت نيران قتال در اشتعال آمد . آوردهاند كه روزى از لشكر معاويه مخراق نامى به ميدان آمد ، و دو كس از سپاه شاه ولايت به ميدان رفته شهيد شدند . پس حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - به ميدان درآمد ، چنان كه او را كسى نشناخت ، و آن بدبخت را به قتل رسانيده مبارز طلبيده ، سوارى ديگر به جنگ بيرون آمد ؛ او را نيز بكشت ، و ديگر باره مبارز طلبيده تا هفت سوار را به دار البوار فرستاد . معاويه را غلامى بود شجاع ، حرب نام ، با او گفت برو به جنگ اين مرد كه از لشكر ما گرد برآورد . حرب گفت من او را چنان مىبينم كه تمام اين لشكر اگر به جنگ او روند همه را فانى و معدوم سازد ؛ اگر مدّعاى تو كشته شدن من
أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 70
مساهمون: محمد بن اسحاق بن محمد الحموي
ص٧٠
هامش
( 34 ) اين شخص يكى از چهار نفرى است كه امير مؤمنان - عليه السلام - در قنوت او را لعن مىفرموده . رجوع شود به « الايضاح » تأليف فضل بن شاذان نيشابورى ، ص 63 و 234 ، انتشارات دانشگاه تهران ، سال 1351 .