تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥

خويش لباس وجود پوشانيد ، كه رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - با من گفته ، و مرا اخبار فرموده كه تو با ايشان محاربه خواهى نمود ، و ايشان از باديهء غوايت به منهج هدايت بازنيايند ، مانند تير رفته كه به شست بازنگردد . و علامت آن جماعت آنكه در ميان ايشان مردى باشد سياه ناقص دست ، كه در منكب « 37 » او گوشت پاره‌يى باشد مانند پستان زنان كه بر آن مويها باشد چون سبلت گربه . پس چون حضرت امير المؤمنين از موضع صفّين مراجعت فرموده به كوفه رسيد ، چهار هزار كس تكفير آن حضرت نموده از كوفه بيرون رفتند ، و هشت هزار كس ديگر به ايشان پيوستند ، و عبد اللّه بن الكواء را بر خود امير ساخته ، در منزلى كه آن را حرورا گويند فرود آمدند . چون اين خبر به سمع اشرف آن ولى داور رسيد ، عبد اللّه بن عبّاس را به نصيحت نزد ايشان فرستاد . هر چند عبد اللّه ايشان را نصيحت نمود مؤثّر نيفتاد . بعد از آن حضرت امير المؤمنين به كنار لشكرگاه خوارج رفته ، به دفع شبهات ايشان پرداخت . پس هشت هزار كس توبه كردند ، و چهار هزار بر مخالفت اصرار نموده گفتند : يا على ما با تو از براى رضاى خدا جنگ مىكنيم ! آنگاه حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - فرمود كه آنها كه از مخالفت پشيمان بودند ، از مارقان مفارقت نمودند ، و شاه اوليا با مخالفان بىحيا محاربه نموده آن چهار هزار كس كشته شدند ، مگر نه كس كه گريختند ، و هر يك به طرفى گرد انگيختند . دو تن به سجستان رفتند ، و دو تن به بلاد عمان ، و دو كس به يمن ، و دو كس به بلاد جزيره ، و يك تن به تل موزن « 38 » ؛ و از لشكر حضرت امير - عليه السلام - بيشتر از نه كس شهيد نشدند . و چون جنگ به اتمام رسيد ، حضرت امير - عليه السلام - فرمود كه طلب كنند آن شخص ناقص دست را كه حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - فرموده بود كه در ميان خوارج باشد [ و ] به دست من كشته شود . چون طلب كردند مردى را

هامش
( 37 ) منكب ( م ، ك ) بيخ بازو و كتف ، شانه .
( 38 ) ياقوت در « معجم البلدان » گفته : ( تل موزن : بفتح الميم و سكون الواو و فتح الزّاء و آخره نون . . . . و هو بلد قديم بين رأس عين و سروج . . . . ) .
أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 75 | محمد بن اسحاق بن محمد الحموي