تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧

مىخوانم او را به آن چيزى كه در دست من است از حق ، اگر اجابت كند مردى باشد از مسلمانان ؛ مر او را باشد آنچه مر ايشان راست ، و بر او باشد آنچه بر ايشان است ، و اگر ابا و امتناع نمايد محاكمه مىنمايم با او نزد اللّه تعالى » . و از يكى از ثقات استماع افتاد كه محمد بن الحسين مذكور اين خبر را در شرح وسيط و كبيرش نيز بر نهج البلاغه به همين عبارات ايراد نموده . « 33 » بالجمله ، بعد از غزاى جمل معاويهء پرحيل ، رسل و رسائل به اطراف و جوانب شام فرستاده مردمان را به نزد خود خواند . پس جمعى كثير به او پيوستند . آنگاه در باب مخالفت ورزيدن و تمرّد نمودن از متابعت حضرت شاه ولايت با آن جماعت سخن گفت . بعضى از خواص او گفتند كه اين امر بىامداد و معاونت عمرو بن عاص ميسّر نمىشود . معاويه مكتوبى مشتمل بر عرض محبّت و اخلاص به عمرو عاص نوشت . عمرو عاص در جواب نوشت كه من ترك اسلام نخواهم كرد كه با امير المؤمنين على كارزار نمايم ! و در آن مكتوب فصلى از فضائل امير المؤمنين - عليه السلام - [ را ] مندرج ساخت . معاويه ديگر باره مكتوب به او فرستاده نقود و اموال بسيار وعده داد . پس عمرو عاص دين به دنيا فروخته ، عازم شام گشت . هر چند پسرش عبد اللّه و غلامش كه ( وردان ) نام داشت ، او را نصيحت كرده از رفتن شام منع نمودند مفيد نيفتاد . پس وردان را با دو پسر خود برداشته روى به شام آورد . مىرفتند تا به جايى رسيدند كه طريق شام و عراق از هم جدا مىشد . از وردان كه غلامى بود پرسيد كه هر يك از اين دو راه به كجا منتهى

هامش
( 33 ) شيخ آقا بزرگ طهرانى در « الذّريعة » فرموده ( ج 14 ، ص 146 ) : « شرح النّهج للامام ابى الحسن محمّد بن الحسين بن الحسن البيهقى ، الشهير بقطب الدّين الكيدرى ، الفه سنة 573 و سماه ب « حدايق الحقايق فى تفسير دقائق احسن الخلائق » [ افصح الخلائق ] كما فى نسخة » . و در ج 6 ، ص 285 چنين گفته : « حدائق الحقايق فى تفسير دقائق احسن الخلائق شرح لنهج البلاغه الّفه الشّيخ ابو الحسن محمد بن الحسين بن الحسن البيهقى النيشابورى المعروف بقطب الدّين الكيدرى ، و كان تأليفه بعد شرحى القطب الرّاوندي الّذى توفى ( 573 ) الموسوم احدهما « المنهاج » و الآخر « المعارج » لانّه قد فرغ منه ( 576 ) و . . . » .