تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
مىشود ؟ وردان اشارت به راه عراق كرده گفت كه اين طريقى است كه سالك آن به جنّات نعيم مىرسد ، و طريق شام را نمود كه اين راهى است كه روندهء آن به دركات جحيم و عذاب اليم و اصل مىگردد . عمرو عاص وردان را تحسين نموده گفت راست گفتى ، زيرا كه به خدمت على شتافتن و رضاى او دريافتن ، موجب دخول بهشت جاودان است ، و به نزد معاويه رفتن و جانب او گرفتن مستلزم وصول به آتش سوزان . آنگاه شعرى انشا كرد مشعر به آنكه علوّشان و سموّ مكان شاه مردان و فضايل و مناقب او بر جهانيان روشن است ، و اولويّتش به خلافت و امامت و خصوصيّتش به حضرت رسالت بر همه كس به تخصيص بر من ظاهر و مبيّن ؛ ليكن ميل به حطام دنيا مرا از جادهء حق منحرف مىسازد . پس طريق شام در پيش گرفته به معاويه پيوست ، و به طمع حكومت مصر و زخارف دنيا ، كمر عداوت شاه اوليا بر ميان جان بست . و عبيد اللّه بن عمر بن الخطّاب نيز به معاويه ملحق گشت ، و بسيارى از بنى اميّه به شام رفته به آن تيره سرانجام پيوستند ، و حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - مكاتبت نصايح آيين به معاويهء لعين ارسال فرمود . هر مرتبه معاويه جواب ناصواب مىفرستاد و بجمع كردن لشكر و تهيّهء اسباب جنگ مشغول بود . چون بر راى جهان‌آراى حضرت شاه اوليا منكشف گشت كه به غير از آب شمشير چيزى نايرهء فتنهء معاويه و اتباع باغيهء او را منطفى نمىسازد ، لشكر از اطراف كشور طلب فرموده در اواخر شهر شوّال سال سى و ششم از هجرت ، [ رايت ] عزيمت به طرف شام افراشت . منقول است كه در اين سفر حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - را گذر به صحراى كربلا افتاده ، گريان گريان از آنجا بگذشت و فرمود كه : و اللّه كه اين است محل خوابانيدن شتران ايشان . اصحاب پرسيدند كه يا امير المؤمنين ! اين چه موضع است ؟ فرمود كربلا است ، اينجا قومى را بكشند كه بىحساب به بهشت روند ؛ و كسى تأويل اين ندانست تا وقتى كه واقعهء كربلا روى نمود .