ابى بكر گفت : « اى فاطمه ، على شوهر تو است و گواهى او نفع به خويشتن مىكشد ، شهادت او نيز قبول نكنم . » و حضرت رسول فرموده بود : « على مع الحق و الحق معه يدور حيثما دار لن يفترقا حتّى يردا على الحوض » يعنى :
« حق با على است و على با حق است در هر جا كه هست ، از هم جدا نشوند تا وارد شوند بر حوض كوثر » .
پس حضرت فاطمه فرمود كه چون مسلّم نمىداريد كه پدرم فدك را به من بخشيده ، فدك به ميراث خود به من مىرسد . ابى بكر گفت : پيغمبران را ميراث نمىباشد . من از پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - [ شنيدم ] كه گفت : نحن معاشر الانبياء لا نورّث ، ما تركناه صدقة ، يعنى : ما گروه پيغمبرانيم ، كسى را از ما ميراث نيست ؛ هر چه از ما مىماند صدقه است .
فاطمه فرمود كه اى پسر ابى قحافه ، تو از پدرت ميراث گيرى و مرا از پدر ميراث نباشد ؟ نه ، حضرت اللّه تعالى در كلام مجيد فرموده كه
« يُوصِيكُم اللَّه فِي أَوْلادِكُم لِلذَّكَرِ مِثْل حَظِّ الْأُنْثَيَيْن »
« 18 » ؟ معنى اين آيت آن است كه « حق تعالى وصيّت مىكند شما را كه مر پسر را بهره و نصيب دو ، و دختر را يكى . » فرمود حضرت فاطمه - عليها السلام - كه نه ، حق تعالى در قرآن فرمود كه
« وَ وَرِث سُلَيْمان داوُدَ ؟ »
« 19 » معنى اين آيه آن است كه « ميراث گرفت سليمان از پدر خود كه داود است » . ديگر ، حضرت فاطمه فرمود كه اى پسر ابى قحافه ! نه خداى تبارك و تعالى حكايت كرده از زكريّا - عليه السلام - كه
« فَهَب لِي مِن لَدُنْك وَلِيًّا يَرِثُنِي وَ يَرِث مِن آل يَعْقُوب ؟ »
« 20 » يعنى : « زكريّاى پيغمبر از خداى درخواست و گفت : خداوندا ببخش به من فرزندى كه وارث من باشد ، و ميراث من برد از من و ميراث برد از آل يعقوب . » و مراد حضرت فاطمه از استدلال الزام ابى بكر و اصحابش بود ، و اظهار آنكه حديثى كه اسناد
هامش
( 18 ) صدر آيهء 11 سورهء مباركهء نساء .
( 19 ) صدر آيهء 16 سورهء مباركهء نمل .
( 20 ) صدر آيهء 6 سورهء مباركهء مريم .