دليل پنجم :
آنكه به اتّفاق ميان ما و خصم ردّ شهادت ابى بكر مستحق نيست ، سيّما به مذهب خصم كه قائلند به امامت او ؛ و محقّق است كه أبو بكر بر منبر به حضور مهاجر و انصار گفت كه « أقيلونى فلست بخيركم و على فيكم » و به قول خصم امامت و خلافت او به ادلّهء عقليّه نبود . جهت آنكه به زعم خصم دليل عقلى حجّت نيست ، و نقلى نيز نبود ، كه اگر نقلى بودى كه دلالت كردى به امامت او ، انصار نگفتندى كه « منّا امير و منكم امير » پس باقى نماند غير آنكه امامت او به بيعت و اختيار بود ؛ و بعد از آنكه او را اختيار نمودند و با او بيعت كردند او اقالهء بيعت نمود ، و خود را از خلافت عزل كرد ، و ما را معلوم نشد كه بعد از آنكه او اقالهء « 15 » بيعت نمود و خود را از خلافت عزل كرد ، ديگر باره او را به خلافت نصب كردند و تجديد بيعت نمودند يا نه ؟ و از كلام او معلوم مىشود كه امامت و خلافت او به سبب بيعت و اختيار امّت بود ، نه به نقل و تنصيص صاحب شريعت ؛ و به موجب آيهء كريمهء
« 16 » امّت را اختيارى نيست . و نيز او گفت : « من از شما بهتر نيستم » و اين خطاب با مهاجر و انصار بود ، و لفظ « كم » كه از براى جمع مخاطب است شامل و متناول جميع صحابه است ، از مهاجر و انصار ، و به موجب قول او بايد كه هر يك از صحابه از او بهتر باشند ، و چون چنين باشد ، او مفضول باشد ، و هر