تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
آذانى و من آذانى فقد آذى اللّه » يعنى : « فاطمه پاره‌اى است از من ، هر كه او را برنجاند پس به تحقيق كه مرا رنجانيده ، و هر كه مرا برنجاند پس به تحقيق كه خداى تعالى را رنجانيده » . و حضرت حق تعالى مىفرمايد كه
« إِن الَّذِين يُؤْذُون اللَّه وَ رَسُولَه لَعَنَهُم اللَّه فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُم عَذاباً مُهِيناً »

« 21 » « يعنى به درستى و راستى كه آنهايى كه مىرنجانند خدا و رسول او را ، لعنت كرده بر ايشان خداى تعالى در دنيا و آخرت ، و آماده كرده از براى ايشان عذاب خواركننده را » . اما وفات حضرت فاطمه عليها السّلام به روايت اصح ، هفتاد و پنج روز بعد از وفات پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - بوده . روى ثقة الاسلام محمّد بن يعقوب الكلينى باسناده عن أبى عبيدة عن أبى عبد اللّه - عليه السلام - قال : « ان فاطمة مكثت بعد رسول اللّه خمسة و سبعين يوما » . و از جملهء مطاعن آنان يكى ديگر آن است كه ايشان يعنى ابى بكر و عمرو عثمان از جملهء كسانى بودند كه پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - ايشان را مأمور به ملازمت اسامه گردانيده ، فرموده بود كه با اسامه به غزا روند ؛ ايشان از جيش اسامه تخلّف نمودند و حضرت رسالت پناه با لشكر اسامه خطاب نموده فرموده بود كه « جهّزوا جيش أسامة ، لعن اللّه من تخلّف عن جيش أسامة » يعنى : « تهيّهء جيش اسامه كنيد ، لعنت كند خداى تعالى كسى را كه تخلّف نمايد و بازماند از جيش اسامه » . ديگر ، ابى بكر خالد بن وليد را به قبيلهء بنى حنيفه فرستاد كه از ايشان زكات گرفته به مدينه آورد . بنى حنيفه چون ابى بكر را امام نمىدانستند زكات به او ندادند . ابى بكر بار ديگر خالد را فرستاد ، تا در اين مرتبه مردان آن قبيله

هامش
( 21 ) آيهء 57 سورهء مباركهء احزاب .
أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 55 | محمد بن اسحاق بن محمد الحموي