« 8 » و رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - فرمود كه « دع ما يريبك » جانب شيعه بود ، زيرا كه چون تتبّع آثار و اخبار و تواريخ علماى سلف كرديم ، چنان يافتيم كه هيچ رسولى از دنيا مفارقت ننمود الّا كه به مقتضاى
« 9 » ذرّيه و قرابت و اهل بيت خود را وصىّ و قائم مقام خود گردانيد . چنان كه در « منهج الفاضلين » و « منهج النّجات » شرح داده شده ، و اين سنّتى است از خداى تعالى و انبيا . و حق تعالى با حضرت مصطفى خطاب فرمود كه
« 10 » و از اين آيت مقصود آن است كه « يا محمد ، تو نيز بر سنّت انبياء سابق برو » ؛ و باتّفاق سنّت انبياى سابق درين شريعت نيست ، چه شريعت ايشان منسوخ شده ؛ پس لا بد مراد توحيد و عدل و امامت خواهد بود ، تا آيت از فايده خالى نباشد . و نيز حق تعالى فرمود كه
« 11 » و خليفهء ابراهيم ذرّيت او بود ، پس بايد كه به مقتضاى
« 12 » خليفهء پيغمبر ما ذوى الارحام و اقرباى او باشد ، و اقربا و ذوى الارحام رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - كه مستعدّ اين امر و مستحق اين كار بودند امير المؤمنين - عليه السّلام - بود ؛ و بعد از آن حضرت اولاد اطهار او . و اگر كسى گويد كه عبّاس نيز از اقرباى ذوى الارحام رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - بود ، پس بايد كه مستحق امامت و خلافت باشد ، چنان كه معتقد ابو مسلم مروزى « 13 » و اتباع او بود ؛ در جواب گوييم كه حضرت اللّه تعالى فرموده كه
« 14 » عبّاس مهاجر نبود ، بلكه از طلقاى بدر بود ؛ پس مستحق امامت نباشد ، و ولايت او ممنوع باشد به اين آيه .