از اين قسم در « منهج الفاضلين » پانزده دليل مذكور شده ، و از آن جمله پنج دليل در اين مختصر مذكور مىگردد :
دليل اوّل :
آنكه اهل قبله خلاف كردهاند در امامت و خلافت بعد از رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - . بعضى گفتهاند كه امامت بعد از رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - حق ابى بكر است ؛ و بعضى گفتهاند حق امير المؤمنين - عليه السلام - است . چون استفسار كرديم و كتب اهل اسلام [ را ] مطالعه نموديم ، ديديم كه كتابهاى هفتاد و سه مذهب ، جمله مملوّ است از فضايل و مناقب امير المؤمنين - عليه السلام - و اولاد آن حضرت - عليهم السلام ، و علما و فقها و خطبا و واعظان ايشان جمله مدّاح امير المؤمنين - عليه السلام - و ثناگوى خاندان [ او ] بودهاند . و همه مسلّم داشتهاند كه آن حضرت امام بود ؛ و هيچكس در امامت آن حضرت خلاف نكرده . مذهب اهل سنّت به جمهور آن است كه امير المؤمنين - عليه السلام - خليفهء چهارم بود ؛ فرق شيعه اتّفاق كردهاند به امامت آن حضرت بعد از رسول بلافاصله . پس اجماع حاصل شد به امامت امير المؤمنين - عليه السلام - ، و امامت ديگران در حيّز خلاف و تنازع است . و عاقل داند كه اقتدا به متفق عليه كردن اولى است از اقتدا به مختلف فيه نمودن .
دليل دويم :
از اهل قبله سؤال كردم كه شيخين به چه سبب مستحق امامت و خلافت شدند ؟ جمله گفتند : به سبب ايمان و صحبت حضرت رسول - عليه السلام - مستحق اين امر شدند . پس استفسار نمودم كه ايشان چندساله بودند كه ايمان آوردند و به صحبت رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - رسيدند ؟ گفتند : أبو بكر چهل و ششساله بود ، و عمر سى و پنجساله . بعد از آن پرسيدم كه مرتضى على - عليه السلام - چندساله بود كه صحبت رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - اختيار فرمود ؟ گفتند : از اوّل طفوليّت و ايّام رضيعت تا روز وفات پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - در صحبت آن حضرت بود ؛ بلكه رسول سى سال پيش از ولادت امير المؤمنين - عليه السلام - در خانهء پدر و مادر آن حضرت بود - قبل از بعثت - و چون