تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
است ، و معصوم كيست . پس امامت امير المؤمنين - عليه السلام - ثابت باشد ، و بطلان امامت أبو بكر و عمر و عثمان ، زيرا كه ايشان به اجماع منصوص عليه نبوده [ اند ] .

دليل سيم :

آنكه ، واجب است كه امام اعلم اهل زمان خود و حافظ شريعت باشد . از براى آنكه وحى به سبب فوت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - منقطع شد ، و كتاب و سنّت از تفاصيل احكام جزئيّه كه تا روز قيامت واقع مىشود قاصر است ، پس لا بدّ است از امامى كه منصوص باشد از جانب خداى تعالى ، و معصوم باشد از ذلل و خطايا ، عمدا يا سهوا ترك بعضى از احكام شريعت نكند و در دين چيزى نيفزايد ؛ و غير از على و اولاد على - عليهم السلام - بعد از پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - هيچ‌كس به اين صفت كه مذكور شد ، متّصف نبود . پس امام بعد رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - آن حضرت باشد ، و بعد از او اولاد او واحدا بعد واحد .

دليل چهارم :

اللّه تعالى قادر است بر آنكه امام معصوم نصب كند ، و چنان كه بيان كرده شد ، امّت محتاجند به امام معصوم ، و وجود امام معصوم موجب صلاح حال عالميان است و سبب فساد حال ايشان نيست ؛ پس نصب او واجب باشد بر حق تعالى ، يعنى مناسب حكمت و لايق رحمت خداى تعالى آن است كه نصب فرمايد امام معصوم را .

دليل پنجم :

آنكه واجب است كه امام افضل باشد از رعيّت ، و حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - افضل اهل زمان خود بود . چنان كه در « منهج الفاضلين » مشروح گشته ؛ پس امام بعد از رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - آن حضرت باشد ؛ از براى آنكه قبيح است تقديم مفضول بر فاضل عقلا و نقلا . چنان كه حق تعالى فرموده :
« أَ فَمَن يَهْدِي إِلَى الْحَق أَحَق أَن يُتَّبَع أَمَّن لا يَهِدِّي إِلَّا أَن يُهْدى فَما لَكُم كَيْف تَحْكُمُون »

« 6 » .

قسم دويم - ادلّهء عقليّه است مؤكّد به براهين نقليّه ،

و عكس آن ؛ و
هامش
( 6 ) از آيهء 35 سورهء مباركهء يونس .