تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
جمله چند دليلى در اين مختصر مرقوم مىگردد ، و آن دلائل بر پنج قسم است :

قسم اوّل - دلائل عقليّه است

. و از اين قسم پنج دليل مذكور مىشود :

دليل اوّل :

آنكه واجب است ، يعنى مناسب حكمت و لايق رحمت خداى تعالى آن است كه امام معصوم باشد . جهت آنكه انسان مدنى بالطّبع است ، و امكان ندارد كه منفردا تواند زيست . به واسطهء آنكه محتاج است به مأكول و ملبوس و مسكن و غيرها و ممكن نيست كه آنچه محتاج است بدان ، بىامداد و اعانت و مساعدت بنى نوع حاصل تواند نمود ؛ پس قوّت شهوت او باعث مىشود بر آنكه ما يحتاج خود را به قهر و ظلم از غير اخذ نمايد ، و اين ، سبب وقوع هرج و مرج و اثارت فتن و كثرت بلا و محن باشد . پس ناچار است از امامى معصوم كه جايز نباشد بر او خطا و عصيان و سهو و نسيان ، كه مانع باشد از ظلم و تعدّى ؛ و داد مظلوم از ظالم بستاند ، و حق به مستحق رساند ، كه اگر معصوم نباشد و جايز باشد كه خطا و عصيان و سهو و نسيان از او صادر شود ، محتاج باشد به امامى ديگر . جهت آنكه علّت احتياج به نصب امام ، عدم عصمت و جواز صدور معصيت و امكان وقوع خطا است از امّت ، و آن امام نيز اگر معصوم نباشد ، محتاج باشد به امام ديگر ، و آن امام اگر معصوم باشد ، مطلوب حاصل شود و الّا تسلسل لازم آيد . و چون ثابت شد وجوب عصمت امام و محقّق گشت كه بعد از رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - امام حضرت امير المؤمنين على است ، جهت آنكه متّفق عليه و ظاهر و محقّق است كه أبو بكر و عمر و عثمان معصوم نبوده‌اند ، و به اتّفاق على - عليه السلام - معصوم بود ؛ پس آن حضرت امام باشد .

دليل دويم :

واجب است كه امام منصوص عليه باشد . جهت آنكه امامت هيچ‌كس به مجرّد بيعت و اختيار امّت ثابت نمىشود . به واسطهء آنكه چنان كه بيان كرده شد امام مىبايد كه معصوم باشد و عصمت از امور باطنى است ، و به غير از خداى تعالى كسى آن را نداند . پس بايد كه حضرت حق تعالى كه بر باطن همه مطّلع است نص فرمايد كه محل عصمت كدام