أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 28
مراجعت فرمود ، بسيار از وفود اعراب به خدمت آن عالىجناب شتافتند و شرف اسلام دريافتند . و در سال دهم از هجرت نيز بسيارى از وفود به ملازمت آن سرور عاقبت محمود رسيدند . يكى از اين وفود ، وفد نجران بود . و آن چنان بود كه قومى از نصاراى نجران به مدينه آمده با پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - گفتند كه چه گويى در حق عيسى - عليه السلام - ؟ حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - فرمود كه او بندهء برگزيدهء خدا بود . گفتند : چگونه بندهاى باشد كه هيچ مخلوق بىپدر نمىباشد ؟ حق تعالى اين آيت را فرستاد كه « إِن مَثَل عِيسى عِنْدَ اللَّه كَمَثَل آدَم خَلَقَه مِن تُراب ثُم قال لَه كُن فَيَكُون . » « 48 » ( 48 ) آيهء 59 سورهء مباركهء آل عمران . يعنى : « به درستى كه مثل عيسى نزد اللّه تعالى همچو مثل آدم است كه بيافريد حق تعالى او را از خاك » . مراد آن است كه يا محمد ، بگوى كه آدمى بىپدر مىتواند بود ، و آن آدم است كه پدر شماست كه او را نه پدر بود و نه مادر ؛ بلكه به قدرت الهى از خاك مخلوق و موجود شد . پس اگر عيسى را پدر نباشد ، گو مباش ، و اين حال از خداى تعالى عجيب و غريب نيست كه آدمى را بىپدر ايجاد كند ، چه او قادر و توانا بر جميع ممكنات است . پس شما چرا در حق عيسى - عليه السلام - استبعاد مىكنيد و در وادى ضلالت افتادهايد و از اين جهالت بر نمىگرديد ؟ و بعد از نزول اين آيه ، چون ايشان بر اعتقاد خويش مقرّ بودند ، اين آيه نازل شد كه « فَمَن حَاجَّك فِيه مِن بَعْدِ ما جاءَك مِن الْعِلْم ، فَقُل تَعالَوْا نَدْع أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُم وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُم وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُم ، ثُم نَبْتَهِل فَنَجْعَل لَعْنَت اللَّه عَلَى الْكاذِبِين » « 49 » ( 49 ) آيهء 61 سورهء مباركهء آل عمران . يعنى : « يا محمد ، پس هر كس منازعه نمايد و حجّت پيش آورد در اظهار پيغمبرى تو ، بعد از آن علمى كه به تو آمده است ، بگوى ايشان را كه بياييد تا بخوانيم ما پسران خود را ، و شما پسران خود را ، و ما زنان خود را ، و شما زنان خود را ، و ما نفسهاى خود را و شما نفسهاى خود را ؛ پس به حضرت