نمودند . حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - به قوّت ربّانى و نصرت سبحانى ، در خيبر را كه از سنگ بود ، كنده سپر ساخت ؛ و تا قلعه را مسخّر نگردانيد ، در را از دست نينداخت « 39 » . آوردهاند كه بعد از تسخير قلعه ، آن در را از پس پشت مقدار هشتاد شبر به دور افكند ، و به غير از اينها كه مذكور شد ، در اين غزا معجزات از شاه اوليا بسيار به ظهور آمده ؛ اطّلاع بر تمامى آن حواله به « منهج النّجات » است . و در همين سال ، فتح فدك واقع گرديد . « 40 » بر آن نهج كه اهل فدك صلح نمودند با پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - به دست امير المؤمنين حيدر - عليه السلام - كه حوالى فدك خاص از آن رسول اللّه باشد . پس جبرئيل نازل شده آيت
« 41 » فرود آورد ، و گفت : « حق تعالى مىفرمايد كه حق خويشان بده » پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - فرمود كه مراد از خويشان در اين آيه كيست ، و حق او چيست ؟ جبرئيل گفت : « فاطمه - عليها السلام - است ، حوائط فدك را به او ده » حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - از براى فاطمه - عليها السلام - در آن باب حجّتى نوشت . صاحب « مقصد اقصى » « 42 » گويد كه آن وثيقهاى بود كه بعد از وفات پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - به ابى بكر نمود . و در همين سال ، آفتاب بعد از غروب به دعاى حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - بازگشت . روايت كرده جابر بن عبد اللّه انصارى و ابو سعيد خدرى و اسماء بنت عميس و ام سلمه و جمعى كثير از صحابه ، كه روزى امير المؤمنين - عليه السلام - نزد پيغمبر نشسته بود كه جبرئيل - عليه السلام - وحى آورد . حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - در وقت غشيان وحى سر در كنار امير المؤمنين - عليه السلام - گذاشت ، و رسول را افاقت حاصل