عليه و آله و سلم - فرمود كه بگذاريد ، كه او را ياران است كه از دين بيرون روند ، چنان كه تير از كمان بيرون مىرود . خواهد كشت ايشان را بهترين خلق ؛ و علامت ايشان آن است كه در ميان ايشان مردى باشد سياه ناقص دست ، كه دست او مانند پستان زنان باشد . « 46 » و اين شخص و آن ناقص دست ، هر دو از خوارج نهروان بودند كه بر دست حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - كشته شده ، راه جهنّم پيمودند . و در سال نهم از هجرت حضرت محمد رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - شاه ولايت پناه - عليه السلام - را خليفه ساخته ، مدينه را به آن سرور دينپرور سپرده ، به غزاى تبوك [ حركت ] فرمود . « 47 » و به روايت اكثر اصحاب ما ، به هزيمت رفتند و حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - از مدينه به هفده گام به تبوك رسيد ، و محاربه نمود ، و لشكر كفر را ، كه به روايتى صد و هشتاد هزار بودند ، درهم شكست . محمد بن الحسين بن الحسن البيهقى الكيدرى - رحمه اللّه - در كتابش كه موسوم است به « كفاية البرايا » آورده كه « عدّة من أصحابنا بألفاظ مختلفة و معان متّفقة انّه حارب أمير المؤمنين - عليه السلام - مع الكفار فى موضع تبوك » . يعنى : « چندين تن از اصحاب ما اماميّه روايت كردند به الفا [ ظ ] مختلفه و معانى متّفقه ، كه محاربه نمود امير المؤمنين - عليه السلام - با كفّار در موضع تبوك » . و هم در كتاب مذكور ، بر وجهى مختصر ، اين غزا را از شيخ ابو جعفر روايت كرده ، و اين فقير در « منهج النّجات » اين حكايت را بر سبيل تفصيل ، مرقوم كلك بيان گردانيده ؛ پس هر كس را ميل اطّلاع باشد ، بايد كه به آن كتاب رجوع نمايد . امّا چون حضرت رسالت پناه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - از تبوك
أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 27
مساهمون: محمد بن اسحاق بن محمد الحموي
ص٢٧
هامش
( 46 ) اين شخص همان ذو الثديه است كه از خوارج بود ، و در تواريخ نامش آمده است .
( 47 ) « شذرات الذّهب » جزء اوّل ، ص 13 ؛ « كامل » ابن اثير ، جزء ثانى ، ص 106 ؛ « طبقات » ج 2 ، ص 164 .