تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢

حضرت را از مدينه به سامره آوردند و در « خان الصّعاليك » « 3 » كه موضع ناخوشى بود جاى دادند . من به ديدن آن حضرت رفتم . چون آن حضرت را در آن طور جايى ديدم ، گريستم و گفتم : جعلت فداك يا بن رسول اللّه ، اين جماعت از خداى نمىترسند كه در اطفاى نور تو سعى مىنمايند و تو را در منزلى چنين پروحشت فرود آورده‌اند ؟ آن حضرت فرمود كه : هيهات اى صالح ! هنوز تو در فكر مقامى . آنگاه به دست مبارك خود اشارت به طرفى كرده فرمود كه نگاه كن ؛ چون نظر كردم ، باغى ديدم خوش و خرّم و بوستانى دلكش‌تر از روضهء ارم ، با ميوه‌هاى تر و تازه و ثمراتى بىاندازه ، جويهاى آب از هر طرف روان و نسيم روان‌بخش از هر جانبى وزان ، با قصور رفيعهء بسيار و عمارات منيعهء بىشمار . حيرت و وحشت بر من غالب گشت . امام - عليه السّلام - فرمود : يا صالح ! ما در هر حال كه هستيم اينها با ماست . تو پندارى كه ما در خان الصّعاليكيم ؟ خداى تعالى جنّت را مسخّر ما كرده است تا هر جا كه خواهيم حاضر شود . حق تعالى ما را دولت ابدى داده است كه هرگز منقطع نشود ، و همهء اهل عالم در روز قيامت به شفاعت ما و جدّ ما محتاج باشند ، و ما محتاج كس نباشيم ، و ما را به دنيا رغبت نيست ، و جهّال به دولت پنج روزه مغرور گشته به آن مىنازند ، و ايشان را در آخرت نصيبى نيست ، و مواليان ما در روز قيامت بر جملهء خلايق مباهات كنند ، و ايشان را درجه‌اى عظيم باشد كه كسى را از امّت آن درجه نباشد ، و اكثر آنها كه بر ما ظلم و جور كنند منزلت ما را دانند ؛ امّا از غايت ضلالت و شقاوت و حب جاه آن را اخفا كنند . ليكن نور نور باشد ؛ و ظلمت ظلمت ؛ و همهء عاقلان مىبينند و مىدانند كه آنها كه بر ما جور و ظلم كردند ، در اندك زمانى بدى ايشان به ايشان بازگشت . يا صالح ! تو درون خود به محبّت ما صاف دار كه هر چه از آن ماست با ماست در هر موضع كه باشيم .

هامش
( 3 ) « خان الصّعاليك » موضعى بس ناخوش در سرّ من رأى است ( « حبيب السّير » ج 2 ، ص 96 چاپ كتابخانهء خيّام ) .