تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
سيّار داشت . چنان كه سابقا رقم‌زدهء كلك بيان گشت . بر مستحضران علم اخبار و متتبّعان فن آثار ظاهر است كه ابو مسلم در سال صد و سى و هفتم از هجرت كشته شده ، چنان كه مذكور گردد ان شاء اللّه تعالى . و سلطان محمّد خوارزمشاه در سال پانصد و نود و شش از هجرت پا بر تخت سلطنت گذاشته ، كه از كشته شدن ابو مسلم تا ابتداى پادشاهى او چهارصد و پنجاه و نه سال باشد . غرض از تمهيد اين مقدّمه و باعث بر تقرير اين مقاله آنكه : قصّه‌خوانان دروغگوى آن پادشاه را معاصر و مظاهر ابو مسلم بازمىنمودند . امّا ناكسانى كه از خدا و رسول شرم ناكرده بر حضرات ائمّهء معصومين - عليهم السلام - هزار افترا مىزدند در تعريف و توصيف مخالفان اهل بيت ، مانند آنكه مىگفتند كه امام محمّد باقر - عليه السلام - ابو مسلم را منشور امارت و رخصت دعوت و اجازت خروج داد ، و امير المؤمنين - عليه السلام - از در خيبر آهن از براى تبر او مفروز ساخت ، و ديگر چيزها ؛ كه مگر كسى به مدّتها جميع آن مفتريات را شرح تواند داد ، كجا باك مىداشتند كه بر خوارزمشاه يا غير او افترا زنند ؟ القصّه ، شب بيست و پنجم ماه رمضان بود كه ابو مسلم و سليمان كثير و مالك بن هيثم با جمعى از متابعان بنى عبّاس در قريه‌اى از قراى مرو كه سليمان بن كثير آنجا خانه داشت ، جامه‌هاى سياه پوشيده بر بامها آتش بسيار افروختند ، و چون چشم شيعهء بنى عبّاس كه در آن نواحى متوطّن بودند ، بر علامت خروج كه افروختن آتش بود افتاد ، روى به آن قريه گذاشتند ، و تا روز عيد خلقى كثير جمع آمدند . و ابو مسلم به داعيان و غير ايشان سفارش كرده بود كه اظهار مذهب خود ننمايند ، الّا وقتى كه او رخصت دهد . و همين مىگفته باشند كه ما خلق را به يكى از آل محمّد مىخوانيم . و آن شقى آل عبّاس را آل محمّد مىدانست ؛ و اين نيز يكى از مطاعن او است . ابن بابويه - رحمه اللّه - كه علماى اماميّه او را صدوق مىگويند ، در امالى آورده به اسناد از ابى نصر كه او گفت : « قلت للصّادق جعفر بن محمد - عليهما السّلام - من آل محمّد ؟ قال ذرّيته . قلت من أهل بيته ؟ قال الائمّة
أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 159 | محمد بن اسحاق بن محمد الحموي