تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨

رسيدن حارث قوى خاطر و مستظهر گشت . و هم در آن ايّام حارث از نصر رنجيده ، با او در صدد مقابله و مقاتله درآمده مغلوب گشت . پس به جديع متّصل شد و به اتّفاق ، چهار روز با نصر كارزار نمود [ ند ] و نصر عاجز شده از شهر بيرون رفت ، و جديع به شهر داخل شده اسباب او را غارت نمود . حارث به جديع پيغام داد كه ما با اين جماعت از آن جهت مقاتله و محاربه مىنماييم كه بر خلاف كتاب خدا و سنّت مصطفى كار مىكردند . سزاوار نبود كه مردم ما بر خلاف كتاب و سنّت مصطفى عمل نمايند . بعد از آن به مسجد رفت و جديع را به جهت مشورتى طلب داشت . جديع از غدر او انديشيده در رفتن تعلّل نمود . عاقبت كار ايشان به مقاتله انجاميد . حارث با برادر و پسر و جمعى از بنى تميم به قتل رسيد ، و جديع لشكر برداشته روى به بصره گذاشت . و چون اين خبرها به ابراهيم بن محمّد رسيد ، نامه‌اى بر اشياع « 27 » خويش كه در خراسان داشت فرستاد كه فرصت غنيمت شمرده خروج كنيد ، و امارت ايشان را به ابو مسلم داد ، چون معلوم كرده بود كه ابو مسلم در رأى و تدبير و حيله و تزوير گوى مسابقت از اقران ربوده . مجملا چون امارت بر ابو مسلم قرار گرفت ، فرمان داد كه نقيبان و داعيان كه در اطراف بلاد خوارزم و خراسان و ما وراء النّهر بودند ، با بيعتيان بگويند كه سياه‌پوشى شعار خود ساخته ، در اواخر رمضان آن سال خروج كنند . و آن سال صد و بيست و نهم بود از هجرت . نقل است كه ابراهيم ايشان را به سياه‌پوشى امر كرده بود ، تا چون سياه درپوشند ، به برابر هر سپاه كه روند در چشم آن سپاه مهيب نمايند . و آنكه بعضى از مورخين مخالف گويند كه در ماتم يحيى سياه پوشيدند ، صحّتى ندارد . بالجمله ، شيعهء عباسيّه در اواخر ماه رمضان سنهء مذكوره ، با لباس سياه در اكثر شهرهاى خراسان و خوارزم و ما وراء النّهر خروج كردند . اوّل كسى كه خروج كرد ، اسيد بن عبد اللّه بود در نسا . در آن وقت ما وراء النّهر و خوارزم و خراسان در تصرّف بنى اميّه بود ، و امارت و ايالت ولايات مذكوره تعلّق به نصر

هامش
( 27 ) اشياع پيروان ، ياران ؛ جمع شيعه .