تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥

ملاقات مىكرد و از ايشان عهود و مواثيق فرا مىگرفت كه افشاى راز او ننمايند ؛ آنگاه ايشان را به متابعت خود دعوت مىنمود ، تا جمعى كثير و جمّى غفير به دمدمه و فسون او فريفته و شيفته گشته ، دست مبايعت به او دادند ، و پاى جهالت در وادى ضلالت نهادند . و در مائهء هجريّه ابو عكرمه سرّاج به نيّت حج از كوفه به مكّه آمد ، و او را با محمّد ملاقات اتّفاق افتاده به متابعتش مايل گشت . و در همان ايّام ، محمّد مزبور محمّد بن حسين را با حسان عطا ، به دعوت اهل خراسان نامزد كرد . ابو عكرمهء سرّاج گفت : اگر امام رخصت فرمايد ، من نيز با ايشان موافقت نموده ، و در اين امر سعى نمايم . محمّد بن على آن دو تن را سفارش نمود كه از صوابديد ابو عكرمه تجاوز ننمايند ، و در باب دعوت ، وصيّت نامه‌اى به ابو عكرمه داد كه دستور العمل او باشد . و ايشان به كوفه آمده ، ابو عكرمه كارسازيها نمود ، پس متوجّه خراسان گرديدند . ابو مسلم از سير و سفر ابو عكرمه آگاهى يافت . پس بر اثر او روان شده ملازمتش اختيار نمود . و محمّد بن على بن عبد اللّه بن عبّاس ، هبيره نامى را به دعوت عراق فرستاد ، و هبيره در عراق عرب بخفيه مردم را به بيعت محمّد بن على دعوت مىنمود . و آن سه تن در بلاد خراسان مىگشتند و به همين كار اشتغال مىنمودند ، و هر كس كه قبول بيعت مىنمود ، از او عهد نامه‌اى به نام محمّد ابن على بن عبد اللّه مىگرفتند ، و چون مكتوبى چند جمع مىشد ، به نزد محمّد مىفرستادند . ابو عكرمه از معارف و مشاهير ساكنان خراسان كه به دايرهء بيعت درآمده بودند ، دوازده تن را به نقابت اختيار نموده فرمود كه به گرفتن بيعت مشغول گردند . كثير خزاعى و پسرش سليمان بن كثير و مالك بن هيثم و قحطبة بن شبيب از جملهء اين دوازده تن بودند . و قحطبهء مذكور خارجى زاده بود ، و پدرش شبيب در ميان خوارج دعواى امامت مىنمود . افسانه‌خوانان بىحيا [ ى ] ياوه‌گوى ، و قصه‌گويان بادپيماى سخت روى ، اين قحطبه و احمد زيجى « 26 » را كه از ملازمان او بود ، از اشراف سادات مىشمردند ، و عوام

هامش
( 26 ) در نسخهء « ب » : « زمجى » .