« 8 » مرتبهء محبوبيّت حضرت رب العالمين دريافت ، و به قلع و قمع جميع ملاهى و مناهى پرداخت ، و آثار شنيعهء بدعت و رسوم خلاف شريعت برانداخت . و از جملهء منكرات عظيمه كه از آن نهى فرمود ، يكى آن بود كه پيش از طلوع خورشيد سلطنت شاه جنّت مكان عليّين آشيان بعضى از افسانهخوانان سنّى سيرت و ياوهگويان ناصبى سريرت ، اسطوره بر ابو مسلم مروزى بسته بودند ؛ و در زمان آن شاه عليّين آرامگاه بعضى ديگر از قصّهخوانان دروغ پيشه و بادپيمايان كج انديشه تغييرى در آن افسانه نموده ، آن قصّهء موضوعه را با مفتريات بر بعضى از ائمّهء معصومين - عليهم السلام - آميخته بودند ، و عوام را به آن تزوير و تسطير ، محب و دوستدار آن محبوس زاويهء سعير گردانيده ، و با آنكه نوّاب غفران پناه قصّهخوانان را از خواندن آن قصّهء باطله منع نموده ، به شستن دفاتر ضالّهء ايشان و به تخريب مقبرهاى كه به ابو مسلم مروزى نسبت مىدادند امر فرموده بود ، بعد از رحلت آن حضرت به قصور بىقصور جنّت ، بعضى از قصّاص « 9 » باز مرتكب آن ناشايست شده ، به اغوا و اضلال عوام اشتغال مىنمودند . شاه دين پناه مجدّدا از خواندن و شنيدن آن منع فرمود و قدغن نمود كه هر كس آن قصّه كاذبه بخواند ، به تيغ سياست زبانش قطع نمايد . الحق بغايت زشت بود كه در بلاد شيعه آنطور قصّهء دروغى خوانند و عوام را دوست مخالفان گردانند . و بايد دانست كه خواندن و شنيدن جميع قصص كاذبه حرام و از افعال فاسقين است ؛ خصوصا اخبار موضوعه كه در
أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 141
مساهمون: محمد بن اسحاق بن محمد الحموي
ص١٤١
ما حى آثار الكفر و البدعة ، ناصب ألوية العدل و الاحسان ، باسط النّصفة و الامن و الامان ، السّلطان بن السّلطان بن السّلطان أبو المظفّر سلطان شاه طهماسب بهادر خان گذاشت ، و آن جناب در عنفوان شباب عنان طبيعت از مشتهيات نفسانى و لذّات جسمانى درتافت ، و به حكم
« إِن اللَّه يُحِب التَّوَّابِين وَ يُحِب الْمُتَطَهِّرِين »
هامش
( 8 ) از آيهء 222 سورهء مباركهء بقره .
( 9 ) قصّاص به ضم قاف جمع قاص به معنى قصّهگو است .