تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠

ابن وليد بن عبد الملك حكومت يافته ، شش ماه به آن امر اشتغال نموده ؛ و در بيستم ذى الحجّه سنهء مذكوره به علّت طاعون درگذشت . آنگاه برادرش ابراهيم بن وليد بن عبد الملك بر جاى او نشست و دو ماه حكومت كرد . پس مروان حمار به شام آمده ، دعواى خلافت نمود و ابراهيم از مروان گريخته حكومت به او گذاشت و بعد از سه ماه كشته شد . و در سال [ صد و ] بيست و نهم از هجرت ابو مسلم مروزى در ديهى از ديه‌هاى شهر مرو از براى بنى عبّاس خروج كرده در تقويت آن جماعت كوشش عظيم نمود . اگر چه در « منهج النّجات » حكايت آن بىسعادت مسطور گشته ، و در اين مختصر تفصيل هر اجمال حواله به آن كتاب است ، ليكن به سببى كه از سياق كلام آينده معلوم شود ، مناسب چنان ديد كه در اين اوراق نيز بعضى از مطاعن آن پيش خيل ارباب شقاوت مذكور ، و برخى از دلايل لعن آن سر دفتر اصحاب نفاق مزبور گردد . بدان كه چون مدّتها بلاد اسلام در تحت تصرّف مخالفان تيره انجام بوده ، بدع بسيار واقع و ناشايست بىشمار شايع شده بود . چون شاه فلك جاه عليّين بارگاه جنّت آرامگاه ، الّذى انزل اسمه بعدد « 7 » الأئمة و التّنزيل ، أبو البقاء سلطان شاه اسماعيل - أنار اللّه برهانه - پاى سعادت بر سرير معدلت نهاد ، ابواب شفقت و رأفت بر روى عالميان گشاد ، و در تنفيذ احكام شريعت ، و اعلاى اعلام ملّت ، و ترويج مذهب حق اماميّه ، و استمالت قلوب طايفهء ناجيه ، سعى موفور و جهد مشكور مبذول داشت ؛ و به تغليق ابواب ناشايست همّت گماشت . امّا بنابر آنكه اكثر اوقات خجسته ساعات را به نكب و قهر اعداء دين و مخالفان ائمهء طاهرين مصروف مىداشت ، هنوز بعضى از آن بدع پايدار ، و برخى از آن قبايح برقرار مانده بود كه داعى حق را لبيك اجابت گفته ، به رياض قدس خراميد ؛ و تخت سلطنت به اعلى حضرت شاه شيعه‌پرور ، ناصب رايات ائمّهء اثنى عشر ، مؤيّد دين مبين حضرت سيّد المرسلين ، محيى مراسم الائمّة المعصومين ، حامى حوزة الملك و الملّة ،

هامش
( 7 ) در اصل چنين است .