تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
عن ابن أبى عمير عن المفضّل بن يزيد عن أبى عبد اللّه - عليه السلام - قال قلت له أيّام عبد اللّه بن على قد اختلف هؤلاء فيما بينهم فقال دع ذا عنك انّما يجيء فساد أمرهم من حيث بدء اصلاحهم . » و ظاهر است كه « يجيء فساد امرهم من حيث بدء اصلاحهم » اشارت است به بيرون آمدن مغول از طرف خراسان براى فساد امر ايشان ؛ و يا آنكه بيرون آمده بود ابو مسلم هم از خراسان براى اصلاح كار ايشان . چه معلوم است كه ابو مسلم مروزى را آل عبّاس به خراسان به دعوت فرستادند تا اهل آن ولايت را متابع آن جماعت گردانيد ، و به بيعت ايشان درآورد ، و بعد از پانصد و بيست سال و كسرى كه بنى عبّاس پادشاهى كردند ، هلاكو از جانب خراسان لشكر بر سر معتصم - كه آخرين خلفاى بنى عبّاس بود - كشيده ، آن طايفه را مستأصل گردانيد . و آنچه علّامهء حلّى - عليه الرّحمة - در « نهج الحق » از والد ماجدش نقل كرده كه او از حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - روايت نمود كه آن حضرت فرمود كه « يقدمهم ملك من حيث بدأ ملكهم » نيز مشعر است به بيرون آمدن هلاكو از جانب خراسان ، و آنكه ابو مسلم هم از آن طرف بيرون آمد ، و ابتداء ملك و دولت بنى عبّاس از جانب خراسان روى نمود . پس بدان كه حضرت رسالت پناه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - از ملك بنى اميّه خبر داد ، و از آنكه بنى عبّاس بر اولاد اطهارش ظلمها كنند ؛ و حضرت امير المؤمنين و بعضى ديگر از ائمّهء معصومين - عليهم السلام - از بيرون آمدن ابو مسلم و ملك بنى عبّاس و مغول خبر دادند ، از جملهء معجزات ايشان است ، نه آنكه مدح بنى اميّه و ابو مسلم و بنى عبّاس و مغول باشد ؛ يا دلالت كند كه ايشان در اوايل حال مردمان خوب بوده‌اند ، و حال آنكه عبارت « و هو ولى ولد العبّاس » در خبرى كه صاحب نوادر نقل كرده ناطق است به طعن ابو مسلم . و بر فرضى كه فرود آوردن يحيى از دار و ملاقات او با اولاد امجاد حيدر كرّار از روى محبّت واقع شده باشد ، چه فايده رساند او را ؟ چون در آخر كار با حضرت امام جعفر - عليه السلام - معاندت نمود ؛ ابو سلمهء