تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
مكه خود راست‌ترين گواه بر ادعاى ما است . بيشتر اشتغال وى در مكه ، شنيدن حديث و ياد دادن آن بود . وى در اين شهر كتاب الفتوحات المكيه را تأليف كرد . او اين كتاب را از صميم قلب و در پاسخ به سؤالى كه شاگردش بدر حبشى از او كرده بود ، نگاشت و چون از نوشتن آن فراغ يافت آن را بر بام كعبه معظمه نهاد . اين كتاب يك سال در همانجا بماند آنگاه محى الدين كتاب را پايين بياورد و آن را همان گونه ديد كه سال پيش در آنجا بنهاده بود . نه ورقى از آن از بين رفته بود و نه باد آن را فرسوده بود . حال آن كه در مكه باد و باران بسيار مىوزد و مىبارد . پس از اين واقعه ابن عربى به مردم اجازه داد كه از كتابش نسخه بردارند و يا آن را بخوانند . همچنين شعرانى در اوايل كتاب اليواقيت و الجواهر به نقل از فيروزآبادى نوشته است : « نشنيده‌ايم كسى از مسلمانان در علم شريعت و حقيقت به پايه‌اى رسيده باشد كه شيخ محى الدين بدان دست يافته است . » فيروزآبادى گويد : كتابهاى ابن عربى ( رضى الله عنه ) دريايى است ذخار كه هيچ كس مانند آنها را تأليف نكرده است . از خصايص كتب وى آن است كه هيچ كس آنها را به دقت مطالعه نمىكند مگر آن كه مشكلات دينى و سؤالهاى دشوارش حل مىشود و چنين خصوصيتى در كتابهاى ديگران هرگز يافت نمىشود . آنچه نقل شد گوشه‌اى كوچك از مدح و ستايش فيروزآبادى بر ابن عربى بود و ذكر تمام گفتار فيروزآبادى در اين خصوص به درازا مىانجامد . ما تمام گفتار وى را در ستايش ابن عربى ، در كتاب ديگر خود به نام البرهان على وجود صاحب الزمان نقل كرده‌ايم . شعرانى در اليواقيت و الجواهر ، مدايح بسيارى ديگر از علما را بر ابن عربى نقل كرده است . از جمله شيخ كمال الدين زملكانى و قطب الدين حموى و صلاح الدين صفدى و قطب الدين شيرازى و فخر الدين رازى و امام سبكى كه ذكر نام تمام آنان و نيز گفتارشان از حوصلهء اين كتاب بيرون است . اما آنچه ابن عربى بصراحت دربارهء موضوع مورد نظر ما عنوان كرده همان است كه شعرانى در باب 65 از كتاب اليواقيت و الجواهر از او نقل كرده است در باب 366 فتوحات ، ابن عربى چنين گويد : « بدانيد كه خروج مهدى ( ع ) امرى محتوم است و از آن گريزى نيست اما مهدى ظهور نخواهد كرد مگر آنكه زمين از ظلم و ستم پر شده باشد پس مهدى زمين را از عدل و داد در مىآكند و اگر از دنيا جز يك روز باقى نباشد خداوند آن روز را چنان دراز گرداند تا اين خليفه خروج كند . او از عترت رسول خدا ( ص ) از فرزندان فاطمه ( رضى الله عنها ) است . نياى او حسين بن على بن ابى طالب و پدرش حسن عسكرى فرزند امام على نقى فرزند محمد تقى فرزند امام على رضا فرزند امام موسى كاظم فرزند امام حسين فرزند امام على بن ابى طالب ( رضى الله عنه ) است و نامش شبيه نام پيامبر ( ص )