تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
بيست و چند سال داشت . ابن جوزى در دمشق به استماع حديث پرداخت و از محضر درس جمال الدين الحصيرى استفاده كرد و مذهب خود را از حنبلى به حنفى تغيير داد . زيرا خبر دار شد كه قزغلى بن عبد الله بر مذهب حنفى بود . ابن جوزى امامى دانشمند فقيه و پربصيرت بود . از سخنانش مرواريدها صيد مىشد و از حكمتهايش گهر مىباريد . آنگاه وى در مدايح و فضايل ابن جوزى مفصلا سخن گفته است . يافعى در مرآة الجنان و ابن الشحنه در روضة المناظر و تاج الدين در كفاية المتطلع و نيز ديگران از ابن جوزى ياد كرده و دربارهء او سخن گفته‌اند . سبط ابن جوزى در كتاب تذكرة خواص الامه فى معرفة الائمه پس از ذكر زندگى حسن عسكرى ( ع ) مىنويسد : فرزندان وى : از جمله ايشان است محمد الامام . ( فصل ) او محمد بن حسن بن على بن محمد بن موسى الرضا بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب عليهم السلام است . كنيه‌اش ابو عبد الله و ابو القاسم است و او همان خلف حجت و صاحب الزمان و قائم و منتظر و كسى است كه ظهور خواهد كرد و آخرين امامان است . آنگاه وى به ذكر پاره‌اى از رواياتى كه دربارهء مهدى ( ع ) رسيده پرداخته است و سپس گويد : در روايات بسيارى از او ياد شده است . گفته‌اند وى دو نام دارد يكى محمد و ديگرى ابو القاسم . گفته‌اند : مادرش كنيزى بوده كه صقيل ناميده مىشده است . سپس ابن جوزى از سدى روايتى نقل كرده مبنى بر آنكه مهدى با عيسى بن مريم در يك جا گرد مىآيند و مردم به امام عيسى ( ع ) نماز مىگزارند . آنگاه وى اين امر را به دو دليل توجيه كرده است . نخست آنكه : عيسى از امامت نماز كنار مىرود و جاى خود را به مهدى مىدهد و خود پشت سر آن حضرت نماز مىگزارد . و دوم : سخن پيامبر ( ص ) كه فرمود : پيامبرى پس از من نيست كه با ايجاد شبهه لوث نشود . آنگاه وى كلام خود را با ذكر اخبار تعدادى از معمران به پايان مىرساند . پنجم : شيخ اكبر محى الدين ابو عبد الله محمد بن على بن محمد بن عربى الحاتمى الطائي الاندلسى مدفون در صالحيه دمشق در كتاب الفتوحات المكيه . كتاب فتوحات همچون مؤلفش از آوازهء بسيار برخوردار است . شعرانى در كتاب اليواقيت و الجواهر از قول فيروزآبادى صاحب قاموس ، مدح و ثناى فراوانى بر شيخ محى الدين نقل مىكند . از آن جمله است سخن فيروزآبادى كه گويد : شيخ محى الدين دريايى بىكرانه بود . چون در مكه مسكن گزيد ، آن شهر مجمع علما و محدثان شد . و شيخ در هر علمى كه آنان در آن بحث و گفت‌وگو مىكردند چهره‌اى شاخص و برجسته داشت . هر كدام از دانشمندان و محدثان در رفتن به مجلس درس او از ديگرى سبقت مىگرفتند و با حضور در مجلس او تبرك مىجستند و تصانيفش را نزد وى مىخواندند . فيروزآبادى گويد : تأليفات وى در خزاين