تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣

كتابهاى خود گرد آورده و چيزى از آنها فرو نگذاشته‌اند . آنگاه وى گوشه‌اى از اين اخبار را نقل كرده و سپس از محمد بن يوسف كنجى شافعى آنچه را كه وى در فصل بيست و پنجم از كتاب البيان فى اخبار صاحب الزمان ، كه ذكر آن گذشت ، آورده ، روايت كرده است . همچنين ابن صباغ در ذيل زندگى پدر امام زمان ( ع ) آورده است : ابو محمد حسن عسكرى رضى الله عنه فرزند خود حجت قائم منتظر را پس از خويش به امامت تعيين كرد . وى تولد اين كودك را پنهان كرد و به خاطر ناهموارى روزگار و ترس از حكومت وقت كه مبادا در پى دستگيرى و حبس شيعيان وى برآيند ، كار فرزندش را پوشيده مىداشت . چهارم : فقيه واعظ شمس الدين ابو مظفر يوسف بن قزغلى « 38 » بن عبد الله بغدادى حنفى معروف به سبط بن جوزى در كتاب تذكرة خواص الامه فى معرفة الائمه او فرزند دختر عالم واعظ جمال الدين ابو الفرج عبد الرحمن تيمى بكرى بغدادى حنبلى معروف به ابن جوزى بود . از ابن خلكان « 39 » نقل شده است كه در خلال زندگى نامهء جد مذكور ابن جوزى گويد : سبط او شمس الدين ابو المظفر يوسف بن قزغلى واعظ مشهور حنفى بود . مجالس وعظ و اندرز وى از شهرت بسيار برخوردار و در نزد پادشاهان مقبول بود . او كتابى در تفسير قرآن و نيز كتابى بزرگ در تاريخ نگاشته كه من كتاب اخير را به خط خود او ديده‌ام . اين كتاب در چهل جلد نگارش يافته كه آن را مرآة الزمان ناميده است . وى در شب سه شنبه 21 ذى حجه سال 654 در دمشق در منطقه جبل قاسيون در گذشت و در همان جا به خاك سپرده شد . ابن خلكان در ادامه گويد : پدرش عتيق الوزير عون الدين بن هبيره بود كه حافظ ابن جوزى دختر خويش را به همسرى او در آورده بود و ثمرهء اين پيوند همين شمس الدين مذكور بود . از اين رو شمس الدين را به نسب جدش خوانده‌اند نه به نسب پدرش « 40 » . محمود بن سليمان كفوى در كتاب الاعلام الاخيار پس از ذكر نسب و ولادت ابن جوزى نويسد : ابن جوزى به فراگيرى فقه پرداخت و از جد مادرى خويش حديث شنيد . جدش حنبلى بود و همين امر باعث شد كه ابن جوزى نيز تحت تاثير تربيت او در كودكى مذهب حنبلى را برگزيند . سپس وى به موصل وارد شد و از آنجا به دمشق رفت . در اين هنگام او

هامش
( 38 ) قزغلى واژه‌اى تركى و به معنى دختر زاده است .
( 39 ) من خود اين مطلب را در دو نسخه ( جلد ) از تاريخ ابن خلكان نيافتم .
( 40 ) سخن ابن خلكان نشانگر آن است كه پدر وى كه دختر ابو الفرج را به ازدواج خود در مىآورد ، ابن جوزى بوده است . و اشتهار وى به سبط بن جوزى نيز اين قول را تأييد مىكند . بنابراين بايد گفت كه قزغلى لقب او بوده نه لقب پدرش . زيرا چنان كه در پاورقى صفحه گذشته هم توضيح داديم قزغلى به معنى دختر زاده است . اما آنچه كه ابن خلكان و كفوى بدان تصريح كرده‌اند بيانگر آن است كه قزغلى لقب پدرش بوده نه لقب خود او . ( مؤلف ) .