كردم . سپس برخاست و از پيش من رفت و بر امام رضا ( ع ) داخل شد و از آن حضرت پرسيد :
چگونهاى ؟ امام ( ع ) فرمود : اميد بهبود دارم مأمون گفت : من نيز به حمد الله بهترم . و به امام رضا ( ع ) گفت : آيا امروز كسى از پرستاران و غلامان به نزد شما آمده است ؟ حضرت فرمود :
خير . مأمون خشمناك شد و بر غلامانش فرياد زد . و به امام رضا ( ع ) فرمود : هم اكنون آب انار را بگير و بخور كه براى رفع اين بيمارى چارهاى جز خوردن آب انار نيست . سپس مرا طلبيد و گفت : براى ما انار بياور چون انار آوردم گفت : برايم آب آنها را به دستت بگير . من نيز چنان كردم و مأمون به دست خود آن را به رضا ( ع ) نوشانيد و همين موجب مرگ آن حضرت بود . زيرا امام ، بعد از نوشيدن اين آب انار ، بيش از دو روز زنده نبود . محمد بن على بن حمزه از ابو صلت هروى روايت مىكند كه گفت : پس از آن كه مأمون از نزد امام رضا ( ع ) بيرون آمد ، پيش آن حضرت رفتم . ايشان به من فرمود : اى ابو صلت ! اينان كار خود را كردند و شروع به ذكر توحيد و تمجيد خداوند كرد .
محمد بن على گويد و از محمد بن جهم شنيدم كه مىگفت : حضرت رضا ( ع ) شيفتهء انگور بود پس قدرى انگور براى آن حضرت تهيه كردند و در جاى حبههاى آن چند روز سوزنهاى زهرآلود زدند سپس آن سوزنها را كشيدند و آن انگور زهرآلود را براى آن حضرت آوردند .
امام رضا ( ع ) كه به همان بيمارى كه پيش از اين گفته شد ، مبتلا بود از آن انگور زهرآلود بخورد و همين امر موجب شهادت آن حضرت گرديد . گويند اين نوع زهر ، از زهرهاى بسيار كارى است .
على بن عيسى اربلى در كشف الغمة گويد : شيخ مفيد دربارهء علت شهادت امام رضا ( ع ) چيزى را عنوان كرده كه عقل من آن را نمىپذيرد و شايد من خطا كار باشم . مفيد گويد :
امام ( ع ) در پيشگاه مأمون عيب پسران سهل را بازمىگفت و از آنان به بدى ياد مىكرد و مواردى از اين قبيل . حال آن كه اشتغال امام به امور دنيوى و اخروى و نيز اشتغالش به خداوند به او امكان چنين كارهايى را نمىداده است . همچنين بنابر نظر مفيد ( ره ) دولت مذكور از اساس فاسد بوده و بر پايهاى ناپسنديده بنياد شده است . و امام ( ع ) همهء تلاشش را در جهت غيبت از فرزندان سهل به كار گرفته بود تا آن كه موجب گرديد آن دو نيز پيش خليفه آيند و نظر او را نسبت به امام تيره كنند . از طرفى نصيحت امام به مأمون و فرمايش آن حضرت به وى ، در چيزى كه به حال دينش سودمند بود ، نمىتواند موجب قتل آن حضرت و ارتكاب چنان جنايت بزرگى شود . بلكه در اين باره كافى بود كه مأمون آن حضرت را به نزد خود راه نمىداد و يا از ايراد نصايحش جلوگيرى مىكرد . از طرفى ما تاكنون نشنيدهايم كه اگر سوزن را در دانههاى انگور جاى دهند انگور نيز مسموم مىشود و قياس طبى نيز بر صحت چنين كارى شهادت نمىدهد و خداوند تعالى به حال همگان آگاه است و بازگشت
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 210
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٢١٠