همه به سوى اوست و در پيشگاه او دشمنان و مخالفان جمع خواهند شد .
اربلى همچنين مىگويد : در كتابى به نام كتاب النديم ، كه فعلا در وقت تأليف اين كتاب آن را در اختيار ندارم خواندم كه گروهى از بنى عباس نامهاى به مأمون نگاشتند و عقيدهء او در ولى عهد قرار دادن امام رضا ( ع ) و تمايلش به فرزندان على ( ع ) را به سختى مورد انتقاد قرار داده و تخطئه كرده بودند . مأمون نيز متقابلا پاسخى تند براى آنان نوشت و ايشان را ناسزا گفت و عرض و ناموسشان را دشنام داد . از جمله سخنانى كه مأمون در پاسخش گفته بود و اينك به خاطر دارم آن بود كه شما همان نطفههاى مستان در رحم كنيزكان خواننده و عشوه گريد . آنگاه دربارهء امام رضا ( ع ) سخن رانده بود و فضل و شرافت آن حضرت و خاندانش را بر شمرده بود . اين پاسخ و برخوردهايى از اين قبيل قراينى هستند كه اتهام كشتن امام ( ع ) را به وسيلهء مأمون و تلاش در چيزى كه موجب تباهى و زيان دنيوى و اخروى او مىشود منتفى مىسازد . و خدا داناتر است .
مجلسى در بحار الانوار مىنويسد : اربلى در كشف الغمة اسبابى را كه شيخ مفيد به عنوان موجبات قتل امام رضا ( ع ) توسط مأمون ذكر كرده است ، با دلايلى سخيف و كم ارزش مردود شمرده است . آنگاه مجلسى پس از نقل گفتار اربلى گويد : سستى اين گفتار پوشيده نيست . چرا كه بدگويى و غيبت از فرزندان سهل امرى دنياوى نبوده كه آن حضرت را از اشتغال به عبادت خداى تعالى بازدارد . بلكه حتى اين امر از باب امر به معروف و نهى از منكر و رفع ظلم از مسلمانان ، به هر طريق ممكن ، بر آن حضرت واجب بوده است . و اينكه خلافت مأمون فاسد بوده است سبب نمىشده كه آن حضرت دست از خير خواهى و پند و اندرز بر دارد چنان كه كسان ديگرى غير از امام رضا ( ع ) نيز براى مسلمانان در غزوات و جنگها خير خواهى مىكردند . از طرفى معلوم است كه نصيحت ستمگران و پند گفتن به آنها در حضور مردمان ، به خصوص اگر ادعاى فضل و خلافت هم داشته باشند ، از عواملى است كه كينه و حسد و خشم آنها را بر مىانگيزد .
نگارنده : همچنين اين سخن اربلى كه گفته است « اگر سوزن در دانههاى انگور بگذارند ، انگور مسموم نمىشود و قياس طبى هم بدان گواهى نمىدهد » ، اظهار نظر نادرستى است . زيرا ظاهر روايت گواه آن است كه سوزن به نوعى از زهرهاى كارى آلوده بوده است نه آن كه سوزن ناآلوده به زهر را در حبههاى انگور گذاردهاند و انگور بدين وسيله آلوده به زهر شده باشد .
سبط بن جوزى به نقل از كتاب الاوراق نوشته ابو بكر صولى مىنويسد : برخى گفتهاند
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 211
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٢١١