سخن دعبل در اينجا كه گفته است « ترديد كردم » اگر چه ظاهرا بر عدم علم دلالت دارد اما با گفتهء وى در بيت بعد كه « از ايشان دندان نماياندن ( كنايه از خشم گرفتن بر كسى ) و ترشرويى ديدى » نشان مىدهد كه اين مسأله يقينى و محقق بوده است . شيخ مفيد و نيز ابو الفرج گويند : چون امام رضا ( ع ) وفات يافت مأمون يك شبانه روز مرگ آن حضرت را پنهان داشت سپس در پى محمد بن جعفر و گروهى از اهل بيت و خاندان ابو طالب كه در خراسان بودند ، فرستاد . چون آنان به نزدش آمدند خبر مرگ امام ( ع ) را به ايشان داد و گريست و بسيار بىتابى كرد و جنازهء آن حضرت را بديشان نشان داد و آنگاه خطاب به پيكر پاك امام ( ع ) گفت : اى برادر بر من بس گران است كه تو را در اين حالت ببينم . من آرزو مىكردم كه پيش از تو بميرم ولى خداوند نخواست . سپس دستور داد آن حضرت را غسل دهند و كفن و حنوط كنند و خود جنازه را برداشت به همين جايى كه اكنون مدفن آن حضرت است ، آورد و به خاك سپرد و آنجا خانهء حميد بن قحطبه بود در دهى از شهر طوس كه نامش سناباد نزديك نوقان است و در همان جا نيز قبر هارون رشيد بود . قبر حضرت رضا ( ع ) پيش روى هارون و در قبلهء او قرار گرفته است . شيخ صدوق در عيون اخبار الرضا ضمن حديثى آورده است كه : آخرين سخنى كه امام رضا ( ع ) گفت اين بود : « بگو اگر در خانههاى خود هم بوديد باز آنكه سرنوشت . آنها كشته شدن است از خانه به قتلگاه به پاى خود البته بيرون مىآمدند » « 125 » و فرمان خدا حكمى نافذ و روان خواهد بود سپس قبر هارون را شكافت و آن حضرت را با وى دفن كرد گفت : اميدواريم خداوند به واسطه قرب هارون به آن حضرت ، به وى نفع بخشد .
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 213
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٢١٣
حمدانى در اين باره گويد :
باؤوا بقتل الرضا من بعد بيعته * و ابصروا بعض يوم رشدهم فعموا « 121 » عصابة شقيت من بعد ما سعدت * و معشر هلكوا من بعد ما سلموا « 122 »
و نيز دعبل در سوگ آن امام ( ع ) سروده است :
شككت فما ادرى أ مسقيّ شربة * فابكيك ام ريب الردى فيهون « 123 » ايا عجبا منهم يسمونك الرضا * و تلقاك منهم كلحة و عضون « 124 »
هامش
( 121 ) پس از بيعت با او ( امام رضا ( ع ) ) وى را كشتند . در يك روز به هدايت و رشد خويش بينا گشتند و دوباره كور شدند .
( 122 ) گروهى كه پس از آن كه سعادت يافتند تيره روز شدند و جمعى كه پس از آن كه در امان ماندند به هلاكت رسيدند .
( 123 ) . . . . .
( 124 ) شگفتا از ايشان كه تو را رضا مىنامند و آنگاه تو از ايشان دندان نماياندن و ترشرويى ديدى .
( 125 ) آل عمران / 154 : قُل لَوْ كُنْتُم فِي بُيُوتِكُم لَبَرَزَ الَّذِين كُتِب عَلَيْهِم الْقَتْل إِلى مَضاجِعِهِم . . .