يعيب الناس كلهم زمانا * و ما لزماننا عيب سوانا « 108 » نعيب زماننا و العيب فينا * و لو نطق الزمان بنا هجانا « 109 » و ان الذئب يترك لحم ذئب * و يأكل بعضنا بعضا عيانا « 110 »
صدوق در عيون اخبار الرضا از ابراهيم بن عباس صولى روايت كرده است كه گفت : امام رضا ( ع ) بسيار اين شعر را مىسرود :
اذا كنت فى خير فلا تغتر ربه * و لكن قل اللهم سلم و تمم « 111 »
در مناقب به نقل از كتاب الشعراء آمده است كه آن حضرت به بيت زير بسيار تمثل مىجست :
تضىء كضوء السراج السلي * ط لم يجعل الله فيه نحاسا « 112 »
بعضى از مدايح شعرا در حق امام رضا ( ع )
در اعلام الورى از محمد بن يحيى فارسى نقل شده است كه گفت : روزى ابو نواس به امام رضا ( ع ) كه از نزد مأمون بازمىگشت و بر استرى سوار بود ، نگريست . پس به آن حضرت نزديك شد و بر او سلام داد و گفت : اى فرزند رسول خدا ! من دربارهء شما ابياتى سرودهام و دوست دارم آنها را از من بشنوى . امام ( ع ) فرمود : آنچه سرودهاى بخوان . پس ابو نواس اين ابيات را خواند :
مطهرون نقيات ثيابهم * تجرى الصلاة عليهم اينما ذكروا « 113 » من لم يكن علويا حين تنسبه * فما له فى قديم الدهر مفتخر « 114 » الله لما برأ خلقا فاتقنه * صفاكم و اصطفاكم أيها البشر « 115 » فأنتم الملأ الا على و عندكم * علم الكتاب و ما جاءت به السور « 116 »
هامش
( 108 ) تمام مردم روزگار را عيب مىكنند حال آن كه عيبى براى روزگار ما به جز خود ما نيست .
( 109 ) بر روزگارمان خرده مىگيريم حال آن كه عيب در خود ماست و اگر روزگار به سخن در آيد ما را مسخره خواهد كرد .
( 110 ) گرگ گوشت گرگ را نمىخورد حال آن كه برخى از ما ( انسانها ) برخى ديگر را آشكارا مىخوريم .
( 111 ) هنگامى كه در خوبى و آسايشى بدان فريفته مشو و لكن بگو پروردگارا اين نعمت را سالم نگهدار و بر من تمامش كن .
( 112 ) نور مىافشانى مانند نور چراغ روغنى كه خداوند در آن آتشى قرار نداده است .
( 113 ) پاكانند كه جامههاشان پاكيزه است و هر جا ياد شوند بر آنها درود و صلوات فرستند .
( 114 ) هر كس ، هنگامى كه از نسب او ياد مىشود ، علوى نباشد در روزگاران گذشته كارى كه موجب افتخار او باشد ، ندارد .
( 115 ) خداوند چون مخلوقات را آفريد و آنها را استوار گردانيد شما را پاك كرد و شما را برگزيد اى بشر .
( 116 ) شماييد ملأ اعلى و نزد شماست علم كتاب ( قرآن ) و آنچه موجب نزول سورهها گشت .