را خواندم :
انى ليهجرنى الصديق تجنبا * فأريه ان لهجره اسبابا « 93 » واراه ان عاتبته أغريته * فارى له ترك العتاب عتابا « 94 » و اذا ابتليت بجاهل متحلم * يجد المحال من الامور صوابا « 95 » اوليته منى السكوت و ربما * كان السكوت عن الجواب جوابا « 96 »
مأمون پرسيد : سرايندهء اين اشعار كيست ؟ گفتم : يكى از جوانان ما . پس مأمون گفت : اكنون بهترين شعرى را كه دربارهء جذب دشمن و تبديل او به دوست مىدانى ، برايم بخوان . امام ( ع ) فرمود : من نيز اين ابيات را خواندم « 97 » :
و ذى غلة سالمته فقهرته * فأوقرته منى بعفو التحمل
و من لا يدافع سيئات عدوه * باحسانه لم يأخذ القول من عل
و لم ار فى الاشياء اسرع مهلكا * لغمر قديم من و داد معجّل
مأمون گفت : چه نيكو گفته است . سرايندهء اين اشعار كه بود ؟ گفتم : يكى از جوانان ما . پس مأمون گفت : اينك بهترين ابياتى را كه دربارهء رازپوشى مىدانى برايم بخوان . پس امام ( ع ) اين اشعار را خواند :
و انى لانسى السر كيلا اذيعه * فيا من راى سرا يصان بان ينسى « 98 » مخافة ان يجرى ببالى ذكره * فينبذه قلبى الى ملتو حسا « 99 » فيوشك من لم يفش سرا و جال فى * خواطره ان لا يطيق له حبسا « 100 »
سپس مأمون به امام رضا ( ع ) گفت : اگر مىخواستى دستور دهى كه اين نوشته را خاكآلود
هامش
( 93 ) همانا دوست از من دورى مىگزيند پس چنين مىبينم كه اسبابى سبب دورى او از من است .
( 94 ) چنين مىبينم كه اگر او را ملامتش كنم به دشمنىاش افكندهام پس از اين جهت ترك عتاب را پسنديده مىدانم .
( 95 ) و هرگاه مبتلا شوم به جاهلى كه پيوسته ناحق گويد و امور محال را صواب يابد .
( 96 ) آن هنگام به او سكوت عطا كنم و چه بسا كه سكوت پاسخ جواب است .
( 97 ) پيش از اين ابيات اول و سوم از اين شعر را به نقل از مناقب ابن شهر آشوب ، نقل و ترجمه كرديم . و معناى بيت دوم چنين است : و آنكه بدىهاى دشمنش را به احسانش دفع نكند سخن و آداب امير مؤمنان ، على ( ع ) ، را فرا نگرفته است .
( 98 ) همانا راز را از ياد خواهم برد تا مبادا آن را انتشار دهم پس اى كسى كه رازى ديد آن راز با فراموش كردنش محفوظ خواهد ماند .
( 99 ) بايد بترسم از اين كه آن راز در خاطرم جريان يابد پس قلبم آن راز را بر اطراف دلم افكند .
( 100 ) پس كسى كه راز را فاش نكند و ليكن در خاطرش بگذراند بعيد نيست كه تحمل آن راز را از دست بدهد .