متى آته لا طلب حاجة * رجعت الى اهلى و وجهى بمائه « 4 »
ششم ، فراوانى صدقات : پيش از اين از ابراهيم بن عباس صولى نقل كرديم كه گفت : امام رضا ( ع ) بسيار نكويى مىكرد و در نهان صدقه مىداد و بيشتر اين عمل را در شبهاى تاريك به انجام مىرساند .
هفتم ، شكوه و عظمت در دل مردم : خواهيم آورد كه چون آن حضرت در مرو براى اقامه نماز بيرون شد و اميران و نظاميان ايشان را ديدند ، از اسبهاى خود به زمين برجستند و چكمههاى خود را با كارد بريدند تا همچون امام كه پياده بود سريعتر حركت كنند . همچنين وقتى كه سپاهى بر سراى مأمون در سرخس هجوم بردند ، پس از قتل فضل بن سهل ، و آتشى آوردند تا در خانه را آتش بزنند و مأمون از امام خواست تا به ميان مردم رود ، آن حضرت به نزد آنان رفت و بديشان پيشنهاد كرد كه متفرق شوند ، مردم نيز به شتاب آنجا را ترك گفتند .
اخبار آن حضرت ( ع ) با مأمون طلب كردن مأمون ، حضرت را از مدينه به مرو و ولى عهد گردانيدن وى
مأمون از شيعيان امير مؤمنان على ( ع ) بود و بدين اعتقاد تصريح و بر آن احتجاج مىكرد . در حق آل ابو طالب نيكى و اكرام مىكرد و در مقابل آنان گذشت به خرج مىداد . در اين زمينه مىتوان وى را عكس پدرش هارون رشيد ، دانست . امور بسيارى بر تشيع مأمون دلالت مىكند كه ما در اينجا برخى از آنها را يادآور مىشويم :
1 . مأمون در برترى دادن على ( ع ) با دلايل استوار ، با علماء مناظره كرد . چنان كه مؤلف عقد الفريد داستان اين مناظره را روايت كرده است و ما خود نيز اين روايت را تماما در جزء اول از معادن الجواهر نقل كرديم . صدوق نيز در عيون اخبار الرضا اين روايت را به صورت مسند آورده است .
2 . وى رضا ( ع ) را ولى عهد خود گردانيد و دخترش را به همسرى آن حضرت داد .
همچنين وى در حق علويان بسيار احسان مىكرد .
3 . به همسرى دادن دخترش به امام جواد ( ع ) و نيكى به آن حضرت و بزرگداشت وى .
4 . سخن وى كه گفت : آيا مىدانيد چه كسى به من تشيع را آموزش داده است ؟ و حكايت كردن برخورد امام كاظم ( ع ) با پدرش هارون رشيد . اين ماجرا در سيرهء امام كاظم ( ع ) نقل شد .
5 . فتواى مأمون مبنى بر حلال كردن متعه و سخن وى در آن روايت مشهور كه گفت : اى
هامش
( 4 ) هرگاه بيايم نزد او تا حاجتى طلب كنم به سوى خانوادهام بازمىگردم در حالى كه صد دينار دارم .